تقویت صدای مردانه

سلام و درود به شما دوست عزیزم خدارو شکر میکنم و خیلی خوشحالم از این که با یک مقاله دیگه در خدمت شما دوست عزیزم هستم
در مقاله قبلی (اهمیت صدا در زندگی) خاطره ای از دوستی تعریف کردم که به خاطر صدای زنانه ای که داشت اعتماد به نفس و عزت نفسش رو از دست داده بود و در ارتباط با دیگران بسیار ضعیف عمل میکرد و با چالش ها و مشکلات زیادی مواجه شده بود

امروز میخوام برای تمامی عزیزانی که از این مشکل رنج میبرن و تمامی عزیزانی که دوست دارن صدای مردانه تر و بم تری داشته باشند چند تمرین ساده ارائه بدم تا به راحتی به نتیجه ی دلخواهشون برسن

  اما قبل از این که بریم سراغ تمرین ها باید راهکار های غلط و مضری که قاتلین صدا  از خودشون ابداع کردن بزاری کنار

 
باور های غلط برای داشتن صدای بم:

 

سیگارو قلیان

کشیدن:

 یکی از معروف ترین و خطرناک ترین باور ها برای داشتن صدای بم مصرف دخانیات هست به عنوان مثال: سیگار بکش صدات کلفت بشه قلیون بکش صدات کلفت بشه پیپ بکش صدات کلفت بشه

خیلی از افراد این رو باور کردن که اگر سیگار بکشن صداشون بم تر و پخته تر و زیبا تر و پر تنین میشه

در صورتی که بررسی اثراتی که فیزیولوژیک سیگار روی مخاط دهان و مخاط حنجره و بافت تارهای صوتی و ظرفیت تنفسی ریه گذاشته
ثابت کرده که مصرف هر دخانیاتی مثل سیگار و قلیان و پیپ و… موجب نابودی کیفیت صدا میشه

 

زمانی که سیگار میکشی پلاک هایی روی تار های صوتی شکل می گیره و اینطوری میشه که صدا خشن و کمی بم تر میشه ولی بعد از مدتی آواسازی برای خواننده سخت میشه
 و صدا انعطاف خودش رو از دست می ده
 چون خواننده با فشار بیش از حد روی تارهای صوتی  باعث خونریزی و یا پرخونی تارهای صوتی میشه
و رگ های خونی دچار انفجار میشه و پولیپ ها میتونن شکل بگیرن و موجب ایجاد صدایی خیلی ضعیف تر بشن

از طرف دیگه مصرف سیگار نایژه ها و سلول های مژک دار ریه رو فلج میکنه و این کار علاوه بر این که موجب ناتوان شدن ریه میشه

 در خروج خلت ها و ترشحات ظرفیت تنفسی رو محدود میکنه

و در نهایت مصرف طولانی مدت سیگار موجب سرطان حنجره و از دست رفتن کل صدا میشه

 

خوردن درجای یک

لیوان آب جوش:

من نمیدونم این راهکار از کجا اومده ولی هر شخصی که این راهکار رو عملی کنه رسما خودکشی کرده و دیگه حنجره ای براش نمیمونه
 مثل این میمونه که یک نفر بگه چشمام واضح نمیبینه یک نفر بهش بگه زغال داغ بزن به چشمت

 

مصرف الکل و مواد

مخدر:

مصرف الکل و مواد مخدر باعث میشه صدا خشک بشه و زمانی که صدا خشک بشه تارهای صوتی ما دیگه نمیتونن به صورت منظم و صحیح ارتعاش داشته باشن و خیلی ملتهب می شن
مصرف  الکل اوایلش موجب آرامش و گرم شدن حنجره و افزایش خونرسانی به این بافت ها میشه
 ولی بعد از یک مدت اثرات واقعیش از جمله ناهماهنگی در حرکات عضلانی (آتاکسی)
اختلال در تولید صداهای اوج
و آسیب زدن به عملکرد های حرکتی و مهارتی تار های صوتی و حتی تغییر فیزولوژیک بافت های حنجره میشه و آسیب های شدید و جبران ناپذیری رو به صدای فرد مصرف کننده وارد می کنه

 

پودر های مکمل بدن

سازی:

مکمل های بدن سازی شاید بتونه صدا رو برای مدت کوتاهی بم کنه
اما عوارض خطرناکی رو همراه خودش داره
عوارضی که به بدن آسیب های شدیدی میزنه و در بعضی موارد حتی قابل جبران نیست
عوارض استفاده از مواد های نیروزا و مکمل های بدن سازی که فقط چند ماه بعد از مصرف ایجاد میشه
 به دلیل به هم خوردن بالانس هورمونی در بدن فرد هست
 که با علائم ناخوشایندی از جمله بزرگ شدن نوک سینه‌ ها و ترشح شیر در آقایان،زمخت شدن صدا، خشن شدن پوست بدن و پُرمویی فراوان خودش رو نشون میده
 که از خطرناکترین و شایع ترین این عوارض ها
عوارض قلبی و عروقی و اختلالات کبدی می باشد
 
 این ‌که دیده می ‌شه ورزشکاری زمان ورزش دچار ایست قلبی می‌شه دقیقا به همین دلیل هست
این دسته از افراد در مدت یک سال دچار هایپرتروفی و پرگوشتی عضلات قلبی می ‌شن و همین موضوع با مکانیسم اختلال در خون رسانی قلب  زمینه بروز سکته‌ها و ایست قلبی رو در فرد ایجاد می ‌کنه
اختلالات کبدی هم به این دلیله که متابولیسم و تخریب این دسته از هورمون‌ های اگزوژن در کبد هست و فشار زیادی بهش وارد می‌ کنه
این افراد در مدت کوتاهی دچار نارسایی‌ های شدید کبدی می ‌شن که البته برگشت ‌پذیر نیست و فرد ورزشکار در مدت کوتاهی کبدش  رو از دست می‌ ده و زندگی بدون کبد هم که امکان ‌پذیر نیست

 

فریاد بکش:

این راهکار توسط اساتید کم تجربه ای  که از متد ها و روش های آموزشی قدیمی و منسوخ شده استفاده میکنن ارائه شده و  بار ها و بار ها به شکل های مختلف توصیه شده که فریاد بکش صدات گرم بشه،فریاد بکش صدات باز بشه،فریاد بکش صدات بم تر بشه و…

 که بسیار بسیار خطر ناک و مضر هست و بعد از چند ماه به قدری به حنجره آسیب وارد میکنه که حتی حرف هم نتونی بزنی چه برسه به این که صدات بخواد گرم یا باز یا بم تر بشه

 
جراحی حنجره:

دوستان عزیزی که از راهکار های من در آوردی مختلفی استفاده کردن و نتیجه ای نگرفتن در انتها به این نتیجه میرسن که تنها راهی که باقی میمونه اینه که به یک پزشک گوش و حلق و بینی مراجعه کنن تا حنجره این دوستان عزیز رو جراحی کنه

آخه این چه کاریه که حنجره کاملا سالمت رو ببری زیر تیغ جراحی

مثل این میمونه یک نفر زبان انگلیسی بلد نباشه بهش بگی باید مغزت رو جراحی کنی تا زبان انگلیسی یاد بگیری

به قول معروف سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندن عزیز من

حالا میخوام نوشته ی یکی از دوستانی که از اکثر این راهکار ها استفاده کرده رو این زیر بزارم

سلام
۱- پیر شدیم ۳۴ سال هست(قابل توجه دوستانی که میگن به خاطر سن هست بعد از مدتی درست میشه)
۲- هرکاری بشه انجام میدم تا صدام کلفت بشه
۳- پیش یک دکتر متخصص گوش و حلق و بینی مشهور رفتم تا بهش گفتم جریان این هست گفت پاشو برو بیرون از منشی پول ویزیت رو پس بگیر هر چی گفتم چه کار کنم محل نگذاشت(بهترین کاری که تونسته رو انجام داده باید همین کار رو میکرد)
 ۴- یک مدت هم داد میزدم اما موقت بود باز دوباره نا خداگاه نازک میشه(واقعا این راهکار چه در کوتاه مدت چه در بلند مدت پاسخ گو نیست و نخواهد بود)
۵- واقعا یک مشکل بزرگی برام به وجود اومده که تاثیر منفی روی زندگیم گذاشته !!
۶- والا وقت کلاس رفتن ندارم(تمرین هایی که میزارم  زمان زیادی از شما نمیگیره و در هر مکانی قابل اجراست )
۷- دارویی یا قرص یا امپول نیست که بخواد تاثیر گذار باشه؟(نه دوست عزیزم متاسفانه ما یک دکمه نداریم که بزنیم و صدامون تغییر کنه و به میزان زمانی که برای تمرین ها صرف میکنی نتیجه میگیری)
۸- سیگار را خیلی امتحان کردم و میکنم حتی به روزی ۲۰ تا ۳۰ نخ هم رسوندم اما بازم موقتی هست فقط بوی گندش میمونه اما روی حنجره تاثیری نداشت(قابل توجه دوستانی که میگن سیگار بکش صدات کلفت میشه)

 

خودکشی نکن:

 

در نهایت باید بگم  دوست عزیزم هیچ دلیلی وجود  نداره که ما بخوایم حنجره و قلب و ریه و کبد و خون و دندانها و … رو به مرز نابودی ببریم

فقط برای این که صدای مردانه و بم تری داشته باشیم
با چند تا تمرین کاملا ساده و راحت که نتیجه صد در صد پایداری رو برات میسازه میتونی به صدای دلخواهت برسی

دلیل صدای زنانه و لطیفی که

این عزیزان دارن چیه؟

دلایل مختلفی میتونه وجود داشته باشه که یک پسر یا یک مرد در سنین مختلف صدایی بسیار نازک و زنانه داشته باشه که متناسب با جنسیت و سنش نباشه

میتونه به دلیل ویژگی های ژنتیکی و وراثتی باشه
میتونه به دلیل ضعف در تار های صوتی باشه
میتونه به دلیل مشکلاتی  که در حنجره ایجاد شده باشه
میتونه که در دوران بلوغ به صدا  آسیب هایی وارد شده باشه
میتونه استفاده های نادرستی از صدا شده باشه و تار های صوتی ملتهب شده باشن

در هر صورت به هر دلیلی که این اتفاق برای صدا افتاده باشه با تمرین هایی که بهت میدم اگر به طور منظم و مداوم انجامشون بدی

 به راحتی حل میشه و صدات به مرور زمان رفته رفته مردانه تر و بم تر میشه 

 

تمرین ها

تمرین هایی که به شما ارائه میدم تمرین های کاملا علمی و مفید و تاثیر گذار هستن که بار ها و بارها توسط پزشکان و  اساتید صداسازی مطرح جهان آزمایش شده و هرگز من در آوردی نیستن و هیچگونه آسیبی ایجاد نمیکنن پس با خیال راحت تمرین هارو اجرا کن تا به نتیجه ی دلخواهت برسی 

مدت زمان اجرای تمرین ها:

مدت زمان دقیق و مشخصی  برای اجرای این تمرین ها وجود نداره اما حد اقل۴۰ روز پی در پی و روزی ۴۵ دقیقه  این تمرین ها باید انجام بشه

به این دلیل که حافظه ی صدایی ما عادت کرده که هر روز صدای حال حاضرمون رو تولید کنه و برای تغییر این عادت باید هر روز این تمرین هارو انجام بدیم تا رفته رفته و آرام آرام این عادت از بین بره و صدای دلخواهمون جانشین صدای حال حاضرمون بشه

 نکته اول:

یک نکته مهم در رابطه با اجرای تمرین ها وجود داره که حتما باید رعایت کنید 

تمامی تمرین های ارائه شده به طرف نت های بم میره و بم تر و بم تر میشه و ممکنه اجرا کردن بعضی از نت ها در حال حاضر برات دشوار باشه

ولی باید این رو بدونی که قرار نیست تمامی نت هارو اجرا کنی قراره هر روز کمی بهتر بشی و همینطوری ادامه بدی به سمت نت های بم تر بری و پیشرفت کنی

نکته دوم:

تمرین اول(آ):

تمرین دوم(یا-یا-یا-یا-یا):

تمرین سوم(ای_ یه_آ):

تمرین چهارم(او_وی):

تمرین پنجم(یا-اِی): 

 

مدت زمان اجرای تمرین ها:

مدت زمان دقیق و مشخصی  برای اجرای این تمرین ها وجود نداره اما حد اقل۴۰ روز پی در پی و روزی ۴۵ دقیقه  این تمرین ها باید انجام بشه

به این دلیل که حافظه ی صدایی ما عادت کرده که هر روز صدای حال حاضرمون رو تولید کنه و برای تغییر این عادت باید هر روز این تمرین هارو انجام بدیم تا رفته رفته و آرام آرام این عادت از بین بره و صدای دلخواهمون جانشین صدای حال حاضرمون بشه

امیدوارم که  لذت برده باشی

دوستدارشما رضاکیانفر

اهمیت صدا در زندگی

سلام و درود به شما دوست عزیزم خدارو شکر میکنم و خیلی خوشحالم از اینکه با یک مقاله دیگه همراه شما دوست عزیزم هستم

امروز میخوام در مورد اهمیت و جایگاه صدا در زندگی هر فرد رو توضیح بدم تا با انگیزه ی بیشتری به سمت پرورش صداتون حرکت کنید

اهمیت ظاهر

این رو هر کسی میدونه که ظاهر هر فرد نمایانگر شخصیت اون فرد هست
یعنی اگر کسی از قبل هیچ شناختی نسبت به شما نداشته باشه و برای اولین بار شمارو ببینه ظاهر شما شخصیت شمارو به اون فرد معرفی میکنه که انسان عصبی و پرخاشگری هستید یا انسان شاد و مهربانی هستید
معرفی میکنه که انسان صادق و با وجدانی هستید یا نه 
معرفی میکنه که چقدر انسان اجتماعی هستید چقدر اعتماد به نفس دارید چقدر مذهبی هستید و چقدر دوست داشتنی یا قابل احترام هستید

تا اینجا متوجه شدیم که ظاهر هر فردی نقش مهم و پر اهمیتی در زندگیش داره

اهمیت صدا

حالا میخوام عاملی رو بهتون معرفی کنم که تاثیرمستقیم روی تمامی این دیدگاه ها میزاره و اون عامل چیزی نیست جز صدای شما
صدای شما میتونه این دیدگاه هارو پر رنگ تر و یا کم رنگ تر کنه
برای هر کسی بار ها پیش اومده که برای اولین بار فردی رو دیدن و نسبت به اون فرد در ذهنشون یک سری دیدگاه ها شکل گرفته و به محض شنیدن صدای اون فرد دیدگاهشون تغییر کرده یا اطمینان بیشتری نسبت به دیدگاهشون پیدا کردن
یک مثال از تجربه ی خودم میزنم تا بهتر و بیشتر درکش کنید


یادم میاد سال ها پیش در دوره دبیرستان یک پسری هم کلاسی ما بود که هیکل و اندام بسیار درشتی داشت و به قول معروف گنده ی مدرسه بود
 بچه های مدرسه خیلی ازش حساب میبردن و اون هم همیشه سعی میکرد خیلی تو چشم نباشه و هرگز با کسی ارتباط برقرار نمیکرد و با کسی هم حرفی نمیزد
تا این که یک روز نوبتش رسید که معلم زبان ازش امتحان شفاهی بگیره
معلم اسمش رو خوند و ازش خواست که بیاد جلوی تخته رفت پیش معلم و برای این که صداش شنیده نشه خیلی آروم در گوش معلم ازش درخواست کرده بود که ازم امتحان کتبی بگیر  و معلم گفت نه باید شفاهی امتحان بدی کتبی نمیشه
خلاصه معلم شروع کرد به پرسیدن و به محض این که بچه های کلاس صداش رو شنیدن زدن زیر خنده
تناقض بزرگی بین ظاهر و صداش وجود داشت اصلن به چنین چهره و هیکل و اندامی نمیخورد چنین صدای لطیف و زنانه ای داشته باشه

صدای بسیار نازکی داشت به قول معروف صداش سوزنی بود و از اون روز به بعد این بنده خدا شده بود سوژه مدرسه و حتی بعضی ها فکر میکردن مشکل جنسی داره
 اونموقع هیچ آگاهی و تخصصی نسبت به علم صداسازی نداشتم اگر الان بود بهش کمک میکردم تا در عرض دو ماه به یک صدای کاملا مردانه برسه
 و یک خبر خوب برای تمامی عزیزانی که این‌ مشکل رو دارن و صدای لطیف و زنانه ای دارن به زودی یک مقاله برای این عزیزان و کسانی که میخوان صدای مردانه و بم تری داشته باشند مینویسم

افرادی که صدای رسا و محکم تری داشته باشن نفوذ کلامی و موفقیت های بیشتری خواهند داشت
البته منظور من از محکم بودن این نیست که داد و فریاد بزنید خیر منظورم اینه صدای واضح و آزادی داشته باشید

یک مثال میزنم تا بهتر و بیشتر درکش کنید:
چند وقت پیش به سوپر مارکت محله رفتم و فروشنده مشغول چیدن محصولاتش بود پشتش رو به من بود تا گفتم سلام برگشت و گفت سلام بفرمایید گفتم یک بسته دمنوش بده و دمنوش رو گرفتم
 یکی از همسایه هامون قبل از من داخل مغازه بود به فروشنده گفت آقا من خیلی وقته منتظر شما هستما فروشنده گفت من اصلا ندیدم شمارو این بنده خدا ناراحت شد و خلاصه جرو بحث داشت بیشتر میشد
بهش گفتم عزیزم فروشنده مقصر نیست

شما همین الان که داری حرف میزنی صدات به سختی شنیده میشه و اصلن این مدل حرف زدن به تار های صوتی شما آسیب میزنه فردا بیا پیشم با هم حلش کنیم صدای خیلی آرومی داشت انگار از ته چاه در میومد
فرداش اومد پیش من گفت ببین از دیشب کلی به حرفت فکر کردم من کلا مشکلم اینه که هیچ کس حرف هامو جدی نمیگیره و فکر میکنم به خاطر ضعیف بودن صدامه توی خانواده توی دوستام توی محل کارم وقتی یه حرفی میزنم یا یه پیشنهادی میدم کسی اهمیتی به حرفم نمیده ولی وقتی یکی دیگه همون حرف من رو یا پیشنهاد من رو مطرح میکنه همه بهش اهمیت میدن و جدی میگیرنش
بهش گفتم دوست من کاملا درست فکر میکنی چون  هیچ کس یک صدای شل و آروم رو جدی نمیگیره
خلاصه با هم تمرین کردیم و بعد از یه مدت به یک صدای رسا و قوی دست پیدا کرد که به هیچ عنوان قابل مقاسیه با صدای قبلیش نبود

در نهایت میشه اینجوری گفت که یک صدای ضعیف شخصیت صاحب اون صدارو هم ضعیف نشون میده

و در رابطه با مشکلات هر یک از شما دوستان عزیزم که دارید این مقاله رو میخونید باید بگم

به علت ناآگاهی از کاربرد و نحوه عملکرد حنجره ممکنه استفاده های نابجا و اشتباهی از حنجرتون کرده باشید و به حنجرتون آسیب زده باشید و یا حتی به صورت ژنتیکی یک سری مشکلات با صداتون داشته باشید مثل صدای زنانه و بسیار نازک یک مردی که کاملا بالغ هست و حتی ممکنه صدای سالمی داشته باشید ولی نمیدونید چطور ازش استفاده کنید و قوی تر و زیباترش کنید و ممکنه هر یک از شما با چالش های متفاوتی رو به رو بشید مثل:

زود خسته شدن صدا

هوادار بودن صدا

تو دماغی بودن صدا

شل و ضعیف بودن صدا

لرزش بیش از حد صدا

جیغ و نازک بودن صدا

گلو درد بعد از اجرا

احساس سوزش یا خاریدن گلو بعد از اجرا

گرفتن صدا در حین اجرا

شکستن یا خروسکی شدن صدا در حین اجرا

به سختی تولید کردن صدا

عدم توانایی در اوج گرفتن صدا

و یا ممکنه هیچ یک از این مشکلات رو نداشته باشید ولی دوست دارید صدای رسا و دلنشین و منحصر به فردی داشته باشید در هر صورت ما اینجا هستیم تا بهتون بگیم

علاقه و انگیزتون رو برای اصلاح کردن صداتون از دست ندید چون این تضمین رو بهتون میدم که با گذراندن کارگاه های صداسازی و انجام دادن تمرین های کارگاه میشه به یک صدای فوق العاده جذاب و رسا و محکمی دست پیدا کنید که هیچ ربطی به صدای فعلیتون نداره

دوستدار شما رضا کیانفر❤

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

سلام و درود به شما دوست عزیزم خیلی خوشحالم و خدارو شکر میکنم از این که با یک مقاله دیگه همراه شما هستم

امروز میخوام در مورد قانونی به نام قانون تکامل صحبت کنم که درک این قانون و عمل کردن بهش باعث میشه نتایج فوق العاده ای ازش بگیری

تمام انسان های جهان دوست دارن که هر چه زود تر به خواسته هاشون برسن و این خیلی عالیه

اما بعضی از افراد هستن که دلشون میخواد یک شبه به تمام خواسته هاشون برسن

ولی قانون تکامل میگه همه چیز قدم به قدم اتفاق میفته همه چیز پله به پله و آرام آرام اتفاق میفته برای این که قانون تکامل رو بهتر درک کنید از زاویه های مختلف بار ها و بار ها برات مثال میزنم که کامل درکش کنی 

هیچ انسانی یک شبه به دنیا نمیاد و یک شبه بزرگ نمیشه اول دوران رویان  (جنین در مراحل ابتدائی رشد ) رو طی میکنه بعد دوران جنین ( در آخرین مراحل رشد ) رو طی میکنه بعد دوران شیر خوارگی رو طی میکنه و بعد از اون دوران کودکی رو طی میکنه و بعد دوران نوجوانی رو طی میکنه و بعد به بلوغ کامل میرسه و دورانش رو طی میکنه و بعد به دوران پیری میرسه و دورانش رو طی میکنه

هیچ فردی نمیتونه یک شبه نوازنده ی پیانو بشه و آرام آرام به نسبتی که زمان میزاره و تمرین میکنه نوازنده ی بهتری میشه

 

هیچ فردی یک شبه تمام اون مهارت هایی که یک فوتبالیست حرفه ای داره رو یاد نگرفته به میزانی که زمان گذاشته و تمرین کرده بازیش بهتر شده

هیچ فردی یک شبه زبان یک کشور دیگه رو یاد نگرفته به نسبتی که وقت گذاشته و تمرین کرده تسلطش روی اون زبان بیشتر و بهتر شده

هیچ فردی یک شبه عضلاتش رشد نکرده به میزانی که ورزش کرده و تمرین کرده عضلاتش رشد کرده 

و این فقط برای انسان ها نیست این قانون برای تمام جهان صدق میکنه تمام جهان داره با تکامل پیشرفت میکنه از انسان ها و حیوانات و گیاهان گرفته تا پیشرفت علم و تلفن ها و خانه ها و ماشین ها و کامپیوتر ها و هر چیز دیگه ای که در جهان وجود داره

پس حالا که متوجه شدی این قانون جهانه که داره مرحله به مرحله رشد میکنه دیگه نباید گول شانس رو بخوری 

 

افرادی که دنبال شانس میگردن افرادی هستن دارن این باور رو در وجود خودشون میسازن که من لیاقت داشتن این خواستم رو ندارم  و همینجوری نمیتونم به خواستم برسم

مگر این که دری به تخته بخوره یه اتفاقی بیفته تا من به خواستم برسم در غیر این صورت نمیشه و اون ها نمیدونن که با این باور هرگز به خواسته هاشون نمیرسند یا اگر برسند هم به صورت پایدار نخواهد بود

برای این که بهتون ثابت بشه برید زندگی افرادی که در قرعه کشی ها شرکت کردن و برنده شدن رو ببینید طرف یک پولی یا یک ماشینی رو برنده شده بعد از گذشت زمان شرایطش از اونی که بود هم بد تر شده 

برای این که این افراد نخواستن تکاملشون رو طی کنن

 

یا افرادی که خواستن خیلی زود به یک اندام متناسب و عالی برسن شروع میکنن به آمپول زدن و بدنشون خیلی زود به یک تناسبی میرسه

ولی  خیلی زود هم برمیگردن به اندام قبلی خودشون یا حتی بد تر از اندام قبلیشون

چون این افراد نخواستن تکاملشون رو طی کنن 

در خوانندگی هم همینطوره طرف در مسابقه یک برنامه تلویزیونی که مخصوص خواننده ها هست شرکت میکنه و برنده میشه و معروف هم میشه ولی خیلی زود فراموش میشه و کسی حتی اسمش رو هم به یاد نمیاره

به خاطر این که این خواننده ها نخواستن تکاملشون رو طی کنن 

همیشه نگاه کن به جایگاهی که هستی کار هایی رو انجام بده که شرایط رو یکم بهتر کنه

 

به عنوان مثال اگر ۱۰۰ نفر شما رو میشناسن یه کاری کن این ۱۰۰ نفر بشه ۲۰۰ نفر بعد یواش یواش کاری کن بشه ۳۰۰ نفر بعد آروم آروم بیشترش کن و همین روند رو تا بی نهایت ادامه بده 

هرگز دنبال این نباش که از صد نفر بری روی ده میلیون نفر

چون کاملا مشخصه که نمیخوای تکاملت رو طی کنی 

همیشه هر ایده و یا کاری رو میخوای انجام بدی از خودت بپرس من تکاملم رو طی کردم که میخوام این کار رو انجام بدم؟

منظور من این نیست که خیلی دیر به خواسته هات میرسی نه هرگز این رو نمیگم اتفاقاً اونی که تکاملش رو طی میکنه خیلی زود به نتایج پایدار و موندگاری میرسه

هر روز به دنبال پیشرفت باش ولی یکم از الانت بهتر نه پیشرفتی که با الانت خیلی فاصله داره

مثلا اگر الان صد متر میدوی فردا دنبال این نباش که ده کیلومتر بدویی سعی کن فردا صد و پنجاه متر یا دویست متر رو بدوی

وقتی که شما تکاملتون رو طی میکنید پیشرفت شما به صورت صعودی خواهد بود یعنی اگر امروز ۱ باشی و روز های بعد ۲ و ۳ و ۴ و۵ و۶ و۷ و۸ و۹ و۱۰ بعد دیگه نمیشه ۱۱ میشه ۱۵ بعد ۳۰ بعد ۵۰ بعد ۱۰۰ بعد ۲۰۰ همینجوری رشدت صعودی میشه

در واقع وقتی تکاملت رو طی میکنی سرعت پیشرفتت خیلی زیاد میشه

فقط اوایلش هست که یکم سرعت پایینه مثل یک دوچرخه سواری که در سربالایی باید بیشتر رکاب بزنه و سرعتش کمه

ولی یکم جلو تر که میره سر پایینی میشه و بدون این که بخواد رکاب زیادی بزنه خود به خود سرعتش بیشتر میشه 

پس عجله نکن  هدفی که در زندگیت داری رو رها نکن سماجت به خرج بده و قدم به قدم جلو برو

امیدوارم که به خداوند توکل کنی و به قدرت بی نهایتش ایمان داشته باشی و در ذهنت هیچ عامل دیگه ای رو بزرگتر از قدرت خداوند نکنی وبه قوانینش عمل کنی تا ببینی چه اتفاقاتی در زندگیت میفته نتایجی وارد زندگیت میشه که از خوشحالی نتونی جلوی اشکت رو بگیری

امیدوارم که لذت برده باشی

دوستدار شما رضا کیانفر❤

 

 

 

 

 

چه مشکلی با صدات داری؟

سلام و درود به شما دوست عزیزم این فایل رو گذاشتم تا هر مشکلی که با صدات داری رو بهم بگی تا در فایل های بعدی در موردش توضیح بدم

دوستدار شما رضا کیانفر

صدای سالم

سلام و درود به شما دوست عزیزم خیلی خوشحالم و خدارو شکر میکنم که با یک مقاله دیگه همراه شما هستم

امروز میخوام چند مورد بسیار مهم و تاثیر گذار رو  توضیح بدم برای عزیزانی که در طول روز زیاد از صداشون استفاده میکنن برای عزیزانی مثل:آموزگاران،مشاوران،سخنرانان،مجریان وگویندگان وتمامی عزیزانی که به نحوی صداشون ارتباط مستقیم داره با شغلشون

۱- از تنفس دیافراگمی استفاده کن

اولین قدم برای هر شخصی که میخواد استفاده سالم و راحتی از صدای خودش داشته باشه اینه که تنفس صحیحی داشته باشه
برای این که بتونیم صدای سالم و راحتی داشته باشیم باید تنفس سالم و راحتی داشته باشیم

زمانی که ما تنفس دیافراگمی نداریم

تنفسمون اشتباهه و قسمت سینه و شانه و عضلات گردن ما رو درگیر میکنه

و از اون جایی که خیلی از این عضلات با عضلات حنجره ما در ارتباط هستند 
باعث میشه که این تنش و فشار به صورت مستقیم روی تار های صوتی و صدای ما تاثیر بزاره و کنترل ما روی تار های صوتیمون خیلی کم بشه

در رابطه با تنفس دیافراگمی یک مقاله کامل و مفصل با همین عنوان تنفس دیافراگمی نوشتم ولی تمرین های فعال کردن دیافراگم رو اینجا هم براتون میزارم

تمرین های فعال کردن دیافراگم:


منظور از فعال کردن دیافراگم اینه که تنفس شما کاملا دیافراگمی بشه و شما بتونی در طول روز برای همیشه تنفس دیافراگمی داشته باشی

و این تمرین هارو اگر به صورت مستمر انجام بدید حد اقل در کمتر از دو هفته و حد اکثر در کمتر از یک ماه دیافراگم شما به طور کلی فعال میشه

تمرین اول:

به صورت کاملا عادی از طریق دهان نفس میگیریم و تا جایی که میتونیم حجم زیادی از هوا رو با استفاده از حرف ش خارج می کنیم این تمرین باعث میشه دیافراگم ما آروم آروم فعال بشه

نحوه ی اجرای تمرین اول:

 

تمرین دوم:
زمانی که نوشیدنی و یا سوپی که داغ هست رو میخوایم بنوشیم و یا بخوریم اون رو هورت می کشیم

در این تمرین هم ما به همون صورتی که یک نوشیدنی و یا سوپ رو هورت می کشیم هوا رو از طریق دهان هورت میکشیم و این هورت کشیدن ما باید یک الی دو ثانیه باشه و بیشتر از اون نشه

چون ما با این کار میخوایم به دیافراگم شوک بدیم تا یواش یواش فعال بشه و بعد از این که هوا رو هورت کشیدیم

تا جایی که میتونیم هوا رو با حجم خیلی کمی با استفاده از حرف س  خارج می کنیم به طوری که انگار تایر یک ماشین داره خالی میشه

نحوه ی اجرای تمرین دوم:

 

تمرین سوم:
این تمرین شبیه تمرین قبلیه با این تفاوت که به همون مقدار و مدت زمانی که ما هورت میکشیم باید به همون مقدار و به همون مدت زمان حرف س یا ش رو خارج کنیم و همونطور که گفتم مدت زمانش باید یک الی دو ثانیه باشه و نباید بیشتر از این بشه

نحوه اجرای تمرین سوم:

 

تمرین چهارم:
تنفس عادی از طریق دهان رو بریده بریده میکنیم

یعنی سرعت دم و بازدم رو زیاد میکنیم به صورتی که انگار داریم نفس نفس میزنیم 
این تمرین باعث ایجاد آرامش در صدا میشه 

نحوه ی اجرای تمرین چهارم:

تمرین پنجم:
روی زمین دراز میکشیم به صورتی که کف پاهامون روی زمین باشه و زانو هامون به حالت ۹۰ درجه در میاد

یک کتاب و یا هر وسیله ی دیگه ای که حجم نسبتا متوسطی داره روی شکم خودمون در قسمت فضای ناف قرار میدیم و شروع میکنیم به نفس گیری از طریق بینی  و از طریق دهان خارج میکنیم دقت کنید که اون کتاب یا وسیله ای که روی شکمتون قرار دادید باید در حین انجام تمرین همراه شکم ما بالا و پایین بره

تمرین ششم:
در حالتی که ایستادیم پاهامون رو به اندازه ی عرض شانه باز میکنیم و دست های خودمون رو هم به روی پهلو هامون قرار میدیم

به حالت رکوع در نماز و یا به اندازه ۹۰ درجه خم  بشید و تمرین دوم رو که به این صورت بود که هورت می کشیدیم و حجم کمی از هوا رو با حرف س خارج میکردیم اجرا کنید

چطور متوجه بشیم که داریم تمرین هارو درست انجام میدیم؟
۱-وقتی داری تمرین هارو انجام میدی به دم و بازدم دقت کن ببین سینه جلو تر میره یا شکم جلو تر میره اگر سینه جلو تر از شکم میره این رو بدون که داری تمرین رو اشتباه انجام میدی و اگر شکم جلو تر از سینه میره بدون داری تمرین رو درست انجام میدی

۲-دست هات رو خیلی آروم روی پهلو هات بزار ولی فشارش نده اگر فضای پهلوت به مقدار کمی شروع به باد کردن کرد بدون که داری تمرین رو درست انجام میدی

۳-اگر احساس کردی گلوت میسوزه یا شکمت درد میگیره بدون داری تمرین هارو اشتباه انجام میدی چون این تمرینات هیچگونه آسیبی به ما نمیرسونه

۲- چای سیاه رو برای همیشه فراموش کن


چای سیاه دشمن صدای ماست به دلیل کافئینی که داخلش داره باعث گرفتگی صدای ما میشه و زمانی که قراره از صدات استفاده کنی
 متوجه میشی که صدات اون توانایی که در اوایل ساعات کاریت داشت رو دیگه نداره
 اونوقت مجبور میشی که حجم بیشتری از صدات رو استفاده کنی

و صدات رو بالا تر ببری و این حجم بیشتر باعث میشه فشار بیشتری به تار های صوتیت وارد بشه

و کمک میکنی که هر چه زودتر صدات بگیره و در پایان ساعات کاریت دیگه صدایی برات نمونه

 پس در صبحانه ای که در منزل یا محل کارت میل میکنی هرگز از چای سیاه استفاده نکن
در زمان های استراحتت مخصوصاً آموزگاران عزیز بعد از زنگ‌ تفریح هرگز از چای سیاه استفاده نکنید

با این که برای خیلی از عزیزان سخته و عادت کردن ولی باید چای سیاه رو فراموش کنن و در طول شبانه روز هرگز از چای سیاه استفاده نکنن

 میتونی به جای چای سیاه از آب جوش یا دمنوش های گیاهی استفاده کنی

۳- حتما صدات رو گرم کن

یک مورد عالی و بسیار کاربردی که تاثیر خیلی زیادی میزاره اینه که قبل از رفتن به محل کار حتما صدای خودتون رو گرم کنید
 و در رابطه با اینکه صدامون رو چطوری گرم کنیم به صورت کامل و مفصل یک مقاله نوشتم و روی سایت قرار دادم با عنوان اهمیت گرم کردن و سرد کردن صدا میتونید برید و استفاده کنید اما تمرینات گرم کردن صدارو اینجا برات میزارم

 حتما حواست باشه که  نیازی نیست برای گرم کردن صدامون از حجم زیادی استفاده کنیم
مثل یک ورزشکاری که قراره بدنش رو گرم کنه خیلی آروم و با حجم خیلی کمی شروع میکنیم به گرم کردن صدامون

نکته: هرگز داخل ماشین صداتون رو گرم نکنید
 به علت لرزش ها و تکان های شدیدی که داخل ماشین سر دست انداز ها یا چاله ها یا پیچ های تند به بدن انسان وارد میشه صداتون رو گرم نکیند و چیزی هم نخونید چون به صدا آسیب میزنه

 

تمرین های گرم کردن صدا:


تمرین هایی که به شما ارائه میدم چند تا از کاربردی ترین تمرینات و مفید ترین تمرینات در جهان هستن

که اساتید مطرح جهانی صداسازی با توجه به تحقیقات و بررسی هایی که توسط متخصصین بار ها آزمایش شده و تمیرنات من درآوردی نیستن خیالتون راحت باشه این تمرین ها کاملا علمی هستن
و این مورد رو هم‌باید بدونید که مدت زمان تمرین شما بستگی به دو موضوع داره یکی این که به چه مدتی قراره بخونید یا صحبت کنید و یکی این که در چه ساعتی از روز قراره بخونید یا صحبت کنید

یعنی اگر قراره شما یک اجرا داشته باشید که مدت زمانش کمتر از بیست دقیقه هست نیازی نیست به صورت مفصل صداتون رو گرم کنید به مدت زمان ده دقیقه صداتون رو گرم کنید کافیه
و اینکه اگر در صبح قراره اجرا داشته باشید مدت زمان گرم کردن صداتون باید بیش از ۲۰ الی ۳۰ دقیقه باشه چون حنجره ی شما به اون حد از آمادگی نرسیده و شما در طول روز خیلی صحبت نکردید پس باید به طور مفصل و حسابی صداتون رو گرم کنید اما اگر در عصر یا غروب اجرا داشتید نیازی نیست که مفصل صداتون رو گرم کنید ۱۰ الی ۱۵ دقیقه کافیه

نکات مهم قبل از اجرای تمرین:

تمرین اول:

هامینگ (Humming)

این تمرین یکی از بهترین تمرین های گرم‌کردن صدا هست  و کاربرد های خیلی زیادی هم داره که کار رو برای هر شخصی که از صدای خودش استفاده حرفه ای میکنه راحت تر میکنه

یکی از مهمترین کاربرد هاش اینه که در اجرا کردن نت های بالا خیلی کمکمون میکنه و تنش و فشار رو  از بین میبره

و تاثیر زیادی در تقویت قدرت صدا و شفافیت صدای ما میزاره

قبل از این که نحوه ی اجرا کردن این تمرین رو گوش کنید به نکاتی که در اجرا کردن این تمرین باید رعایت کنید گوش بدید

نکات مربوط به هامینگ:

نحوه اجرای تمرین هامینگ:

تمرین دوم:
لیپ رول(Lip roll)

لیپرول مهمترین تکنیکی هست که انسان برای گسترش دادن به وسعت صدا وتقویت ماهیچه های مرتبط با آوازش درطول تاریخ ابداع کرده

و نقش پررنگی در افزایش انعطاف پذیری تار های صوتی ما دارد

نحوه اجرای تمرین لیپ رول:

تمرین سوم:
اجرا کردن حرف “ز”

عضله زبان با فرم هایی که به خودش میگیره تاثیر زیادی در بیان کردن مصوت ها میزاره

انگشت اشارتون رو روی زبانتون بزارید و روش فشاری نیارید و بگید اَ آ ای اِ اُ او  متوجه میشید که زبان ما در هر مصوتی فرم مختص به خودش رو میگیره
کسی که تنش و سنگینی در زبانش داشته باشه در بیان کلمات به مشکل بر میخوره و مهمتر از اون تنش ها مانع انتقال رزونانس میشن که در فایل های آموزشی بعدی به طور مفصل براتون توضیح میدم

زمانی که ما این تمرین رو اجرا میکنیم و حرف ” ز ” رو ادا میکنیم زبانمون در حالت شل و ریلکسی قرار میگیره
و همینطور  احساس می کنیم که صدای ما در حال حرکت کردن به سمت پایین هست

نحوه اجرای تمرین ز :

تمرین چهارم:

اجرا کردن صامت های ” ب ” و ” پ “

وقتی که این صامت ها رو اجرا میکنید فشار هوا  پشت لب ایجاد می شه 

تمرکز کامل بر ادا شدن این صامت ها توجه  رو از حلقی خواندن بر می داره

یک حرف صدا دار رو بعد از این صامت ها به کار ببرید مثل :بی،با،پی،پا

هر نت رو سه بار اجرا کنید و بعد برید سراغ نت های بعدی
مثل: بی،بی،بی یا با،با،با یا پی،پی،پی یا پا،پا،پا

بعد از اجرای تمرین قبلی میتونید اون هارو با هم ترکیب کنید مثل:بی-پی-بی-پی یا بی-پا-بی-پا

نحوه اجرا کردن تمرین ب یا پ:

تمرین پنجم:

وکال فرای (vocal fry)

یکی از ارزشمند ترین و مفید ترین تکنیک های گرم کردن صدا ، وکال فرای هست.

این تکنیک در بم ترین محدوده صوتی انسان اجرا میشه و باعث میشه تارهای صوتی به هم نزدیک بشن و برای افرادی که صداشون هواداره خیلی مفیده و یک نوع ماساژ هم به حساب میاد که کاربرد پزشکی داره.

این تکنیک زمانی که صدا التهاب داره یا خسته شده خیلی برای بهبود صدا مفید هست

نحوه ی اجرای تمرین وکال فرای:

۴-به اندازه کافی آب نوش جان کن

به همون اندازه که چای و الکل و کافئین دشمن صدای ماست آب عاشق صدای ماست به اندازه ی کافی آب نوش جان کن
همیشه میزان آب بدنت رو در یک سطح مناسب نگه دار
تار های صوتی هر انسانی زمانی که میخواد مورد استفاده قرار بگیره خیلی سریع مرتعش میشه و همیشه نیاز به رطوبت داره چون اگر خشک باشه باعث گلو درد و ناراحتی میشه
حالا این رطوبت اگر کم ‌باشه مشکل میسازه و اگر زیاد باشه باز هم مشکل میسازه با مصرف آب به اندازه کافی باعث میشی که تار های صوتیت روان عمل کنه
سعی کن هر ده دقیقه یک مقدار  آب نوش جان کنی

چون تار های صوتی ما بلافاصله بعد از خوردن آب مرطوب نمیشه

۵- به صداتون استراحت بده

در زمان های استراحت خودتون به صداتون هم استراحت بدید به عنوان مثال آموزگاران عزیز در زنگ های تفریح مدرسه با همکاران صحبت نکنن و سکوت کنن و اجازه بدن که حنجره و تار های صوتیشون استراحت مطلق داشته باشه تا در طولانی مدت صداشون دچار اختلال نشه

و همونطور که گفتم در زمان های استراحتت هرگز از چای سیاه استفاده نکن و به جای چای سیاه آب نوش جان کن تا تار های صوتیت رطوبت کافی رو داشته باشه

۶- بلند صحبت نکن

تا جایی که میتونید بلند صحبت نکنید و از داد زدن و فریاد کشیدن بپرهیزید
فکر نکن اون جایی که خیلی مهم هست رو باید داد بزنی تا تاثیر بیشتری داشته باشه حرفت
نه اتفاقا اگر به سخنرانان حرفه ای نگاه کنی میبینی نکات طلایی صحبت هاشون رو با صدای خیلی کم حجمی میگن
این یک تکنیکه هم برای مواقعی که شما میخواید تاثیر بیشتری بزارید و هم برای مواقعی که میخوای دقت و توجه بیشتری از جمعیت رو جذب خودت کنی
 به جای این که داد بزنی حجم صداتو کم میکنی خود به خود توجه ها میاد به سمتت
آموزگاران عزیز هم میتونن از این تکنیک برای مواقعی که دانش آموز ها به صحبت هاشون توجه نمیکنن و سرو صدا میکنن استفاده کنن به جای بلند صحبت کردن
 
پزشکان و دانشمندان به واسطه ی تحقیقاتی که انجام دادن متوجه شدن که بلند صحبت کردن دراز مدت و پیوسته داخل حنجره التهاباتی رو به وجود میاره که اگر این التهابات ادامه داشته باشه منجر به سرطان حنجره میشه
پس  سعی کنید که از یک حجم صدای معتدل استفاده کنید و از بلند صحبت کردن و فریاد کشیدن و داد زدن بپرهیزید

۷- زیادگلوت رو صاف نکن

خیلی از افراد قبل از شروع کردن و در حین صحبت کردن گلوشون رو با سرفه های شدید و محکم صاف میکنن
هرگز این کار رو نکن زمانی که شما چنین سرفه های محکمی میکنی و گلوت رو صاف میکنی تار های صوتیت رو محکم به هم میکوبی
 مثل این میمونه که شما در رو خیلی محکم و با سرعت زیاد ببندی
و اگر گلوت رو خیلی زیاد صاف کنی به تار های صوتیت آسیب وارد میکنی
به جای این کار میتونی چند بار آب دهانت رو قورت بدی یا آب نوش جان کنی
 اما اگر احساس کردی که باید زیاد گلوت رو صاف کنی به احتمال زیاد رژیم غذایی شما مناسب نیست و باید اصلاح بشه و اگر با اصلاح رژیم غذایی هنوز هم این مشکل رو داشتی
 ممکنه به خاطر آلرژی یا ریفلاکس معده و یا بیماری های سینوسی باشه که در این صورت بهتره به یک پزشک مراجعه کنی

۸- از دود دوری کن 


این رو هر کسی میدونه که سیگار یا قلیان چقدر میتونه برای انسان مضر باشه
اگر سیگاری هستی یا قلیونی هرچه زودتر ترکش کن
در کل دود تار های صوتی ما رو شدیداً تحریک میکنه و آسیب های شدیدی به تار های صوتی وارد میکنه از جمله سرطان حنجره و علاوه بر اون موجب اختلال در تارهای صوتی و خشکی حنجره و آسیب های بافتی هم میشه

‍ ۹- خواب کافی داشته باش


یکی از موارد ساده ولی بسیار مفید و موثر برای تار های صوتی خواب هست
اگر بدن شما خسته باشه صدای شما هم خسته هست
تمام افرادی که صداشون مرتبط به شغلشون هست برای حفظ ابزارشون نیاز به خواب و استراحت کافی دارن ابزار شما از بافت زنده تشکیل شده نه فولاد یا چوب یا پلاستیک و…
پس حتما خواب کافی داشته باش حتی شده از کار هاتون کم کنید برای خواب بیشتر ولی از خوابتون کم نکنید برای کار بیشتر چون میزان تاثیر گذاریش خیلی زیاده

۱۰- مراقب ریفلاکس اسید معده باش

ریفلاکس اسید معده یک خطر جدی محسوب میشه
دقیقا مثل این میمونه رو دست یک والیبالیست چندین بار اسید بریزی بگی حالا بازی کن
برای کنترل ریفلاکس اسید معده عوامل زیر رو رعایت کن:

۱- بعد از غذا خوردن سیگار نکش


همونطور گه گفتم مصرف سیگار آسیب های بسیار شدیدی به تار های  صوتی وارد میکنه

اما اگر بعد از مصرف غذا سیگار بکشید چندین برابر بد تر و با شدت بیشتری به تار های صوتی آسیب میزنه
به این دلیل که سیگار نیکوتین داره و نیکوتین اکسیژن رو از بین میبره
و بدن ما برای هضم غذا به اکسیژن نیاز داره و زمانی که اکسیژن کاهش پیدا میکنه مواد سرطان زا در سیگار رو به راحتی جذب میکنه
دانشمندان ثابت کردن کشیدن یک سیگار بعد از غذا به اندازه ی کشیدن ده سیگار تاثیر میزاره

۲- بعد از غذا خوردن به رخت خواب نرو


زمانی که دراز میکشیم بعضی از ترشحات گوارشی به علت نیروی جاذبه برمیگرده به سمت مری
و از اونجا که ماهیت این ترشحات اسیدی هستن
لایه ی درونی مری رو میسوزونه و موجب ریفلاکس اسید میشه

۳- بعد از غذا خوردن فوری به حمام نرو


از اونجا که هضم غذا انرژی زیادی رو مصرف میکنه

به خون زیادی هم نیاز داره و زمانی که ما در حمام زیر آب گرم دوش میگیریم 
خون برای متعادل کردن دمای بدن به سمت پوست حرکت میکنه و این باعث میشه که کار رو برای هضم غذا سخت کنه
اگر عجله داشتی حد اقل نیم ساعت صبر کن بعد برو به حمام
۴- بعد از خوردن غذا چای نخور

داخل چای تانیک اسید وجود داره و تانیک اسید جلوی جذب آهن و پروتئینی که داخل غذا هست رو میگیره
و در نهایت این موضوع باعث میشه ۸۷% جذب آهن از غذا کاهش پیدا کنه و ممکنه موجب کمبود آهن یا کم خونی یا آنمی میشه و علائمی مثل سرگیجه،خستگی و ضعف داره

۵- بعد از غذا خوردن میوه مصرف نکن

هضم میوه خیلی راحت هست وبه غیر از موز و خرما بقیه میوه ها فقط بیست دقیقه طول میکشه تا از دهان به روده برسه

سعی کن میوه هارو قبل از غذا خوردن مصرف کنی چون اگر بعد از غذا خوردن میوه مصرف کنی باعث میشه میوه به موقع به روده نرسه و بین غذا داخل معده گیر کنه
که در نهایت باعث میشه هم غذا هم میوه فاسد بشه

۶- بعد از غذا خوردن آب سرد نوش جان نکن


آب سرد کار رو برای هضم غذا سخت میکنه به جای آب سرد از آب گرم استفاده کن که به جذب مواد غذایی کمک بیشتری میکنه

امیدوارم که لذت برده باشی

دوستدار شما رضا کیانفر❤

بازی مفید برای خواننده ها

سلام و درود به شما دوست عزیزم خدارو شکر میکنم و خیلی خوشحالم از این که با یک مقاله دیگه همراه شما هستم ❤

امروز میخوام در رابطه با تئوری موسیقی یک بازی عالی و باحال  و مفید بهتون معرفی کنم

اما قبلش باید بگم که آموزش های صداسازی ما نیازی به بلد بودن تئوری موسیقی نداره

ولی کسی که تئوری موسیقی بلد باشه سرعت پیشرفتش خیلی بیشتر و بهتر میشه

به عنوان مثال: کسی که بلد باشه ماشین رو برونه هر جایی که بخواد میتونه بره

ولی کسی که قوانین راهنمایی و رانندگی رو بلده داخل شهر خیلی راحت تره و با چالش های کم تری سرو کار داره

مثلا کسی که قوانین راهنمایی و رانندگی رو بلد باشه میدونه چراغ وقتی قرمز شد باید ترمز کنه و پشت چراغ بمونه

ولی کسی که قوانین راهنمایی و رانندگی رو بلد نباشه وقتی چراغ قرمز باشه از چراغ قرمز رد میشه و ممکنه با ماشین هایی که از چپ و راستش میان برخورد کنه

امروز میخوایم یکم تئوری موسیقی یاد بگیریم
خیلی هم نمیخوایم خشک و سختش کنیم که حوصلت سر بره
قراره بازی کنیم اما قبل از این که بازی رو بهت معرفی کنم بهتره که یکم آماده بشی برای بازی و با آگاهی بیشتری بازی کنی

نت ها:

نت ها علامت هایی هستن که به وسیله اون ها صدا های موسیقی رو مینویسیم و اجراشون میکنیم

صدا های موسیقی هفت تا نت داره که به دو صورت نظام هجایی و نظام الفبایی نام گذاری میشه

هجایی از سمت چپ به راست:

Do  Re  Mi  Fa  Sol  La  Si
سی   لا    سل   فا    می    ر     دو

البفایی از سمت چپ به راست:

C   D   E   F    G    A    B
سی   لا   سل   فا   می   ر   دو

کشور های ایران و ایتالیا و فرانسه از نظام هجایی استفاده میکنن و داخل این کشور ها نظام هجایی رایج تره و این نام گذاری با دو(Do) شروع میشه

نظام الفبایی هم در کشور های انگلیسی زبان از جمله (انگلیس و آمریکا) و آلمانی زبان ها از جمله (آلمان و اتریش)   استفاده میشه و رایج تره

فقط با این تفاوت که داخل کشور ها ی آلمانی زبان برای نت  (سی)si به جای حرف (B) از حرف (H) استفاده میکنن

و این نام گذاری به تبعیت از تئوری موسیقی یونان باستان
از نت لا (A) شروع میشه

کشور های انگلیسی زبان:
A     B     C     D     E     F     G
سُل   فا    می    ر     دو    سی   لا

کشور های آلمانی زبان:
A     H     C     D     E     F     G
سُل   فا    می    ر     دو    سی   لا

 

خطوط حامل:

 

خطوط حامل  پنج خط موزای هستن که با فاصله ی مساوی کنار هم قرار میگیرن که نت ها بین یا روی اون خط ها نوشته میشن
یعنی یا پایین خط یا وسط خط یا بالای خط نوشته میشن
و از پایین به بالا شمارش میشن

خطوط حامل تکمیلی(اضافه):
این خطوط بر رو یا زیر پنج خط اصلی(خطوط حامل) قرار میگیرن و فقط برای نشان دادن تعداد محدودی از نت ها استفاده میشن

کلید ها:

نشانه هایی هستن که در ابتدای خطوط حامل قرار داده میشن

هر یک از این کلیدها تعیین ‌کننده نت متفاوتی برای خطی هستن که روی اون قرار می‌گیرن یعنی برای شناسایی نت ها به کار میرن

کلید ها به سه نوع تقسیم میشن سل،فا،دو

کلید سل:


اگه این کلید در ابتدای خطوط حامل قرار بگیره نشون میده  که نت خط اول یا دوم از پنج خط اصلی نت سل هست و بقیه نت ها نسبت به اون شناسایی میشن

و این رو یادتون باشه که کلید سل همیشه روی خط اول یا دوم از پنج خط اصلی خطوط حامل قرار میگیره

پرکاربرد ترین کلیدی که میشه گفت توی اکثر ساز ها استفاده میشه و کاربرد داره کلید سل هست

کلید دو:


کلید دو روی چهار خط از خطوط حامل قرار میگیره
یعنی خط اول خط دوم خط سوم و خط چهارم
هروقت روی هر کدوم از این خط ها قرار بگیره نشون دهنده اینه که نت اون خط دو(Do) هست و بقیه نت ها نسبت به اون شناسایی میشن

کلید فا:


کلید فا  روی خطوط سه و چهار و پنج  از خطوط حامل مورد استفاده قرار میگیره و هر وقت روی هر کدوم از این خط ها باشه نشون میده که اون خط نت فا هست و بقیه نت ها نسبت به اون شناسایی میشن

 

معرفی بازی:

دوست من الان دیگه آمادگی لازم رو برای انجام بازی بدست آوردی برای دانلود بازی برو google play و نرم افزار crazy maestro رو نصب کن

 

بعد از این که بازی نصب شد به قسمت options برید و روش مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید که هجایی باشه یا الفبایی

این بازی بهت کمک میکنه که خیلی خیلی زود نت خوانیت عالی بشه و به راحتی نت هارو تشخیص بدی

امیدوارم لذت برده باشی

دوستدارشما رضا کیانفر❤

من بهتر میخونم یا اون؟

سلام و درود به شما دوست عزیزم خیلی خوشحالم و خدارو شکر می کنم که با یک مقاله دیگه همراه شما هستم

امروز میخوام در مورد یک موضوع مهم صحبت کنم که درکش میتونه بهت کمک کنه تا مسیرت رو خیلی بهتر و زودتر طی کنی


با یک سوال شروع می کنم نمیدونم تو چه زمینه ای فعالیت میکنی ولی تا حالا شده به این فکر کنی که
 من باید از فلانی بهتر بشم؟ یا از فلانی جلو بزنم؟
 افرادی که اینجوری فکر میکنن این باور رو دارن که فرصت ها محدوده  یا موقعیت ها کمه یا طرفدار کمه و …
 در کل باور کمبود توی ذهنشون وجود داره
  در واقع کسی که رقابت یا حسادت میکنه این باور رو داره که از این مورد خوب همین وجود داشت که نصیب کس دیگه ای شد
 اما حقیقت اینه که از هر چیز خوبی بی نهایت وجود داره

یک مثال برات میزنم تا مطلب رو بهتر درکش کنی
تصور کن ۵۰۰ نفر دور هم جمع شدن از بین این ۵۰۰ نفر ۳۰۰ تا خواننده داریم و هر ۳۰۰ نفر قراره که اجرا داشته باشن
 ممکنه این  فکر بیاد تو ذهنت که از بین این ۳۰۰ نفر یک نفر هست که از همشون بهتره
میخوام این دیدگاه رو بهت بدم که تک تک این ۳۰۰ نفر میتونن توجه جمعیت رو به خودشون جلب کنن بدون این که بخوان با کسی رقابتی داشته باشن 
اگر میخوای اسمت توی لیست بهترین ها باشه هرگز نباید با کسی رقابت کنی


اگر میخوای مسیر پیشرفتت رو زودتر طی کنی

هرگز نباید با کسی رقابت کنی
شاید الان پیش خودت بگی رقابت که خیلی خوبه آدم انگیزش بیشتر میشه برای پیشرفت
نه عزیزم اینطور نیست کسی که این فکرو میکنه هنوز قانون جهان هستی رو درک نکرده که میگه

حال خوب مساوی هست با اتفاقات خوب

(حال خوب = اتفاقات خوب)

و حال بد مساوی هست با اتفاقات بد

(حال بد= اتفاقات بد)
چه ربطی داشت؟ ربطش به اینه که وقتی ما خودمون رو در رقابت با دیگران قرار میدیم امکان نداره حالمون خوب باشه  چون ما توانایی کنترل دیگران رو نداریم
 ما هرگز نمی تونیم کسی رو تغییر بدیم  ما فقط توانایی کنترل و تغییر خودمون رو داریم
و از اون جایی که وقتی با دیگران رقابت میکنی همش استرس داری و حالت بده هرگز اتفاقات خوبی برات نخواهد افتاد


کسی که دائماً داره با دیگران رقابت می کنه و خودش رو با دیگران مقایسه می کنه توانایی ها و قدرت خودش رو  باور نداره
در واقع رقابت کردن شباهت زیادی داره با کل کل کردن و بحث کردن


به عنوان مثال کسی که معتاده و تمام بدنش رو با سوزن سوراخ کرده و افتاده تو جوب و کاملا مشخصه که معتاده اگر بهش بگی معتاد به شدت مخالفت میکنه و داد و بیداد که نه من معتاد نیستم

ولی کسی که قهرمان جهانه و بدن بسیار قوی و سالمی داره اگر بهش بگی معتاد هرگز کل کل نمیکنه نمیگه بیا بریم آزمایش بدیم ببین من معتاد نیستم من قهرمانم چون  خودش رو باور داره

یا اگر به یک پروفسور بگی تو دیپلم هم نداری کل کل نمیکنه نمیگه نه من پروفسورم الان مدرک هامو بهت نشون میدم چون خودش رو باور داره

 این رو همیشه یادت باشه که تو نه از کسی عقبی نه از کسی جلویی
تنها رقیب تو کسی نیست جز خودت

به این کاری نداشته باش که کی از تو بهتره یا کی از تو بدتره

جای این که وقتت رو تلف کنی و با بقیه رقابت کنی
 و جای این که بگی من میخوام بهترینه فلان بشم

سعی کن هر روز بهتر از دیروز خودت باشی
در واقع سعی کن هر روز بهترین خودت باشی
  و کسی که هر روز بهتر از دیروز خودش باشه خیلی زود اسمش میره توی لیست بهترین ها

این رو همیشه به خودت بگو هیچ رقیبی در جهان برای من وجود نداره من در مسیر الهی رسالت خودم هستم و رقابت من باخودمه و من همیشه باید بهترین خودم باشم

در نهات میخوام این رو بدونی که رقابت یاحسادت یاهر ویژگی ای که وجودت رو از احساس بد پر میکنه رها کن جهان ما جهان فراوانیه
بی نهایت فرصت و موقعیت و موفقیت برای همه وجود داره
برای همه  جاهست و هیچکس در جهان نمیتونه جای تورو بگیره
هر شخصی منحصر به فرد ترینه خودشه
خیالت راحت باشه از تو فقط یدونه توی جهان وجود داره

ذهنت رو پاک کن از هر رقابت و حسادتی و با آرامش و احساس خوب و عالی برای آیندت برنامه ریزی کن و جلو برو 

یادت باشه که جهان ماجهان لیاقتهاست و توکل و اراده وتلاش ما لیاقت ما هست شک نکن که نتایج عالی و فوق العاده ای میگیری بی شک موفق میشی

امیدوارم که لذت برده باشی
دوستدار شما رضا کیانفر❤

چرا ستاره هایی مانند ادل صدایشان را از دست می دهند؟

سلام و درود به شما دوست عزیزم

چند وقت پیش داشتم یک مقاله از نشریه گاردین می خوندم گفتم با شما هم در اشتراک بزارم

تا ببینید با پیشرفت علم متد های قدیمی و عهد بوق  به علت آسیب هایی که داشته دیگه منسوخ شده

و متد های پیشرفته تری ابداع شده که کار رو برای علاقه مندان راحت تر کرده

اما متاسفانه هنوز هم خیلی ها هستن که دارن با روش های قدیمی و عهد بوق پیش میرن و نتیجش هم مشخصه که چیزی جز آسیب زدن به تار های صوتی نخواهد بود

the guardian

چرا ستاره هایی مانند ادل صدایشان را از دست می دهند؟

این روز ها خیلی پیش میاد که خواننده ها کنسرت های بزرگ خودشون رو کنسل می کنند و برای ترمیم تار های صوتی آسیب دیدشون راهی اتاق عمل میشن

همین چند وقت پیش یکی از خواننده های مطرح کشورمون آقای مهدی دارابی از گروه هوروش بند حنجرش خونریزی کرده بود

در واقع باید گفت دلیل چنین اتفاقاتی روش نادرست خواندن این افراد هست

 

نویسنده برنارد وارنر  

ترجمه ی روزبه مجیدیان  

 

 

«من حتی نمی­ دانم چطور شروع کنم.»

این جمله ­ای بود که ادل سی­ ام ژوئن در نامه­ ای آنلاین به هوادارانش نوشت؛

این در حالی بود که شب گذشته دومین برنامه­ ی خود را از کنسرت­های چهار شبه­ ی پیش­فروش­ شده ­اش در استادیوم ویمبلی اجرا کرده بود.

این کنسرت­ها قرار بود در برابر ۹۸ هزار نفر نتیجه­ ی پیروزمندانه­ ی اجرای ۱۲۳ شب اجرای تور جهانی او باشد، اما روی صحنه یک جای کار ایراد داشت و اوضاع به خوبی پیش نمی­رفت.

او نوشت: «هر دو شب با صدایم کلنجار می­رفتم. مجبور بودم بیشتر از همیشه به صدایم فشار بیاورم. مدام احساس می­کردم باید گلویم را صاف کنم.»

بعد از دومین اجرا ادل به ملاقات دکترش رفت؛ کسی که به او گفت تارهای صوتی ­اش آسیب دیده و هیچ گزینه­ ای جز کنسل­ کردن بقیه ­ی اجراها ندارد.

قدرتمندترین صدای جوان در تجارت موسیقی در سکوت سقوط کرد.

او نوشت: «این که بگویم دلم شکست، واقعاً نمی­ تواند عمق احساساتم را بیان کند و شاید این تعبیر حتی دست­ کم گرفتن احساساتم باشد.»

البته ادل ۲۹ ساله پیش از این هم در چنین وضعیتی قرار گرفته بود؛ شش سال پیش، بعد از اجرای زنده در یک رادیوی فرانسوی، تارهای صوتی او دچار خونریزی شد و برای ترمیم این جراحت مجبور شد یک جراحی بسیار حساس و پرخطر به نام «جراحی میکروسکوپی تارهای صوتی» را تحمل کند.

در این جراحی، جراح چاقوهای کوچک و انبرک­ های مینیاتوری را که روی یک دسته­ ی یک فوتی به هم متصل هستند، به سمت حنجره­ ی بیمار هدایت می­کند تا بافت آسیب­ دیده ­ای را که ارتجاع تارهای صوتی را از بین می­­برد و صدا را از طنین طبیعی خودش و وسعت و شفافیتش محروم می­کند، بشکافد.

جراح ادل، دکتر استیون زیتلز به دنبال پلیپ ناهنجاری بود که زیر اپیتلیومش (لایه­ ی نازک بیرونی تارهای صوتی) ایجاد شده بود.

دکتر زیتلز به دقت آن لایه را با چاقوی جراحی برداشت، با انبرک بافتی را که پلیپ زیر آن قرار داشت، مانند زبانه ­ی کفش عقب کشید و با دومین سری انبرک­ ها بافت چسبناک و آلوده را بیرون کشید و سطح مجروح را به منظور پیشگیری از ایجاد زخم و خونریزی با لیزر سوزاند.

حد خطا در چنین جراحی­ هایی با کسری از میلی­متر اندازه گرفته می­شود.

شما نمی­توانید اجازه بدهید که ابزارها با بافت­های سالم  تماس پیدا کنند.

زیتلز می­دانست که باید شکاف بسیار عمیقی ایجاد کند و ریسک بالایی در آسیب­ دیدن پروپریا (لایه­ ی زیرین نرم و قابل انعطاف تارهای صوتی) وجود دارد.

او به من گفت که اگر پروپریا سوراخ می­شد، دیگر امکان نداشت بتواند قدرت و انعطاف صدای ادل را حفظ کند.

در ۱۲ فوریه ­ی ۲۰۱۲، دقیقاً سه ماه بعد از عمل جراحی، ادل توانست ۶ جایزه­ از مراسم گرمی را که شامل آلبوم سال و ترانه­ ی سال می­ شد، از آن خود نماید.

در سخنرانی انتخابش به عنوان بهترین اجرای انفرادی پاپ او از دکتر زیتلز برای برگرداندن صدایش تشکر کرد.

صحبت­ های ادل در آن مراسم برای بیشتر بینندگان تنها به عنوان بخشی از داستان بازگشتش بود، اما برای تعداد انگشت­ شماری از متخصصان پزشکی یک لحظه­ ی تاریخی محسوب می­شد.

برای سال­ها جراحی میکروسکوپی تارهای صوتی کاری خطرناک تصور می­شد (در سال ۱۹۹۷ یک جراحی ناموفق صدای آسیب­ دیده ­ی جولی اندروز را از درمان دورتر کرد

). هر بار که حرف این جراحی برای خواننده ­ای پیش می­ آمد، بیشتر از خطری که سلامتی­ اش­ را تهدید می­ کرد، از آسیبی که به حرفه ­اش می­زد، می­ ترسید.

هر خواننده ­ای در دنیای اجرای برنامه­ ی زنده بهتر است به عنوان خواننده ­ای با صدای جوان و سالم دیده شود تا با صدایی خوب ولی تارهای صوتی جراحی­ شده.

حالا ادل از نشانه و علایم این عارضه دور شده و در این سال­ها کسب­ وکار زیتلز و بسیاری از همکارانش حسابی رونق گرفته است.

آن­ها کمبود بیمار ندارند؛ در واقع، بین افرادی که در اجراهای زنده فعالیت می­ کنند، بیماری همه­ گیر آسیب­ تارهای صوتی وجود دارد.

زیتلز، کسی که بخش عمومی جراحی حنجره و توانبخشی صدا در بیمارستان ماساچوست را هدایت می­کند، علاوه بر جراحی­ ای که روی حنجره­ ی ادل انجام داد، تارهای صوتی بیش از ۷۰۰ هنرمند صحنه­ گردان را از جمله سم اسمیت، لایونل ریچی، بونو و شر، مایکل بوبلی، کیت آربان، مگان ترینر و سلن دیون که تور کنسرت­ هایشان را برای جراحی ترمیمی تارهای صوتی کنار گذاشته بودند، ترمیم کرده است.

به نشانه­ ی این که چقدر نگرش­ ها به جراحی تغییر کرده، سم اسمیت و بوبلی هر دو اخبار مربوط به جراحی­شان را از طریق اینستاگرام به طرفدارانشان رساندند.

امروزه اطلاعات دقیقی از تعداد صحنه ­گردانانی که طی سال­ها زیر تیغ جراحی رفته­ اند، وجود ندارد.

اما برخی از جراحان تخمین می­زنند که جراحی تارهای صوتی روی هزاران خواننده ­ی پاپ و راک و کلاسیک انجام شده است و ستارگان تئاتر موزیکال هم از این جراحی بی ­بهره نبوده­ اند.

این روزها بازتاب اجراهای لغو شده در شبکه­ های اجتماعی به شدت به صنعت در حال تکاپوی موسیقی ضربه می­زند.

زمانی که ادل از دو اجرای باقیمانده ­اش در ویمبلی دست کشید، ۲۰۰ هزار بلیت باید بازپرداخت می­شد و هنوز هم مشخص نیست آیا او می­تواند دوباره تور کنسرت برگزار کند یا نه.

زیتلر پس از جراحی سال ۲۰۱۱ ادل، بسیار مشهور شد و مانند ستارگان هالیوود مورد توجه خبرنگاران قرار گرفت.

به طوری که مدام از وضعیت درمان ادل از او می پرسیدند و او هیچ گونه اطلاع دقیقی نمی­داد، تا این که بالاخره در برنامه­ ی جان اسنو که از کانال چهار پخش می­ شود، گفت «صدای جراحی­ شده­ ی ادل نرم­تر از گذشته به گوش می­رسد».

در حالی که رسانه­ ها در حال جشن­ گرفتن عمل معجزه ­آسای او بودند­، یک زن در صنعت موسیقی صدای مخالفی برآورد.

به عقیده ­ی لیزا پگلین، خواننده­ ی سابق اپرا که مربی صدا شده بود، زیتلز تنها به یک درمان ساده ­ی موقتی که چندان هم فراتر از زمان خودش نبود، دست پیدا کرده بود و ادل بار دیگر مجبور خواهد شد که از صحنه پایین بیاید و به اتاق جراحی بازگردد.

پگلین و ماریانا بریلا حتی حاضر بودند با این پیش­ بینی اعتبار خود را زیر سؤال ببرند.

آن­ها اظهار می­ کردند که اثر زخم ناشی از آسیب­ های صدا بزرگ­تر از آن است که با جراحی میکروسکوپی رفع شود.

پگلین در نشریه ­ی کوچک تجاری اینترمتزو چنین نوشت: «چه تعداد جراحی دکتر زیتلز در نظر دارد بر روی ادل یا هر کس دیگری انجام دهد؟

پس از جراحی،  جز این که خواننده تغییرات بارزی در خود ایجاد کند، بازگشتن به صحنه آیا به معنی بازگشتن به همان سوءاستفاده از صدا نیست که در ابتدا او را به تخت بیمارستان کشاند؟

کنسرت­ ها – آسیب – عمل جراحی – استراحت – کنسرت­ ها –  آسیب – عمل جراحی… آیا زندگی یک خواننده­ ی حرفه­ ای این است؟»

زمانی که ادل شب­ های آخر تور اخیرش را لغو کرد، پگلین و بریلا ناراحت شدند، اما حرفشان ثابت شد.

برای بیش از یک دهه آن­ها با پشتکار به دنبال تحول در راهی بودند که تقریباً هر صحنه­ گردان مدرنی برای استفاده از صدایش آموخته است.

پس از سال­ها تحقیق طاقت ­فرسا در آرشیوهای موسیقی، مجله ­های علمی و کلاس ­های درس، بریلا و پگلین می­ گویند که می­ توانند چیزی را ارائه دهند که علم پزشکی در ارائه­ ی آن شکست خورده است: یک راه ­حل دائمی برای درست­ کردن فرسودگی صدا.

راه ­حل آن­ها مستلزم احیای یک روش آوازخوانی است که تقریباً فراموش شده و نه تنها شنیدن آن گوش­نواز است، بلکه برای حنجره هم روشی آسان است.

بعضی از مراجعان قدیمی آن را برای من مانند نوعی از اکسیر جوانی توصیف کرده­ اند.

اما راه ­حل آن­ها بدون جنجال هم نیست، زیرا بر تئوری برانگیزنده ­ای بنا شده که دستاورد بزرگی در میان کادر کوچکی از استعدادهای جهانی بوده است که می­ گوید «همه­ ی ما کاملاً اشتباه می ­خواندیم؛ حتی ادل».

خواندن فرآیند پیچیده­ ای است. هر اجرای آوازی شامل صدها هزار برخورد در گلو است.

تارهای صوتی که به عنوان رشته ­های صوتی نیز شناخته می­ شود، یک جفت از نوارهای نی­ مانند هستند که درون حنجره یا جعبه ­ی صدا قرار دارند.

آن­ها مانند استخوان جناق شکل گرفته­ اند و شامل متراکم­ ترین بافت رشته­ های عصبی در بدن هستند.

زمانی که در سکوت هستیم، تارها به منظور تسهیل تنفس از هم باز می­ شوند و زمانی که می ­خوانیم یا صحبت می­ کنیم، هوا از ری­ه ها به بالا کشیده می­شود و لبه­ ی تارهای صوتی در حرکت سریع برخوردی به هم می ­رسند.

هوا سبب می­ شود که تارها نوسان کنند و صدا بسازند و هرچه ارتعاش بزرگ­تر باشد، فرکانس بالاتر است.

زمانی که یک خواننده­ ی سوپرانو نت­ های بالا را اجرا می ­کند، تارهای صوتی ­اش هر ثانیه ۱۰۰۰ بار به هم برخورد می­کند تا انفجار هوا به موسیقی­ ای تبدیل شود که قدرتش برای خردکردن شیشه کافی است.

زیبا خواندن به تارهای صوتی نرم نیاز دارد، اما تمام آن برخوردها به یکدیگر می­تواند لطافت آن را از بین ببرد و به جراحت­ های کوچک منجر شود.

در طول سال­ها استفاده­ ی سنگین، گره­ ها، پلیپ­ ها و یا کیست­ هایی روی تارهای صوتی شکل می­گیرند و صدای ایجادشده را ناهموار می­ کنند.

برای یک خواننده، اغلب، نخستین نشانه­ ی بروز این مشکل لرزیدن صداست.

کوک از گام خارج  می شود، زیرا تارهای صوتی نوسان طبیعی و قابلیتشان را در ایجاد رزونانس مناسب از دست می­ دهند.

سپس در آن جا روی یک نقطه از گام حفره ­ای است که تارهای صوتی از ایجاد رزونانس مناسب در آن ناتوان­ند و هرچه بیشتر تلاش کند آن نت­ها به صورت خشک ادا می ­شوند یا حتی بدتر از آن، به شکل یک نفس بریده­ ی کم­ صدا به گوش می­ رسند. 

پیش از این شنیده نمی­شد که یک خواننده با صدای معیوب برنامه اجرا کند، اما به تازگی دنیای اپرا ناباورانه سه حادثه را شاهد بوده که در آن­ها ستارگانی همچون رونالدو ویلازان، الکساندر آنتوننکو و روبرتو آلاگفا در میان اجرا در حالی که قادر به ادامه ­دادن نبودند، مجبور شده ­اند صحنه را ترک کنند.

بعضی از خوانندگان اپرا از علائم سالیانه­ ی سرماخوردگی شکایت دارند، از تزریق­ های قانونی استروئیدی و داروهای دیگری که اغلب برای خوانندگانی که در حین اجرا دست و پا می­زنند، استفاده می­شود.

اما خواندن در این وضعیت می­تواند باعث از هم پاشیدن و خونریزی جراحات شود و زخم­ های نابودکننده­ ای ایجاد کند؛ همان اتفاقی که در سال ۲۰۱۱ بر سر ادل آمد.

  متخصصان صدا عوارض فیزیکی بر صدای خوانندگان و صحنه­ گردانان را به آنچه ورزشکاران متحمل می­ شوند، تشبیه می­کنند.

جراحی روی تارهای صوتی خواننده­ ی حرف ه­ای در نظر آنان مانند بازسازی رباط زانوی یک فوتبالیست است.

تئاترهای پر از گرد و خاک، کابین خفه­ ی هواپیما، الگوهای نامنظم خواب و غذای نامناسب، استرس ناشی از قراردادهای غیرمنصفانه همه بر روی تارهای صوتی اثر می­ گذارند.

به تمام این­ها مخاطرات حرفه­ ای را هم اضافه کنید

. دست­ کم در اپرا و موسیقی کلاسیک، وقتی هنرمندان نقش ­هایی می­ گیرند که لازم است بالاتر از میانگین طبیعی صدایشان بخوانند، تارهای صوتی­شان به شدت آسیب ­پذیر و مستعد پذیرش جراحت می­ شوند.

در ۱۹۸۶ ویل کراچفیلد، رهبر ارکستر، معلم صداسازی و منتقد نیویورک تایمز از این که فرسودگی صدا حرفه ­ها را کوتاه می­کرد و باعث کاهش قدرت اپرا می­شد، اظهار تأسف کرد.

«به طوری که حضار به ضرورت خودشان را به شنیدن صدا در شرایط ضعیف عادت می ­دهند.»

پس از آن کراچفیلد دید که خواننده ها در سی سالگی­ به اوج می­ رسند و سپس شروع به سقوط می کنند.

اما ادل، ترینر و اسمیت همگی در اوایل دهه ­ی دوم زندگی­شان متحمل جراحی حفظ­ کننده­ ی حرفه­ شان شدند.

فرسودگی صدا آماتورها را هم آزار می­دهد.

یک معلم کهنه­ کار ایتالیایی به من گفت که هنرجویان دختری که در اوایل دهه­ ی دوم زندگی­شان می­خواهند مانند ادل یا ویتنی هوستونِ جوان بخوانند، آن­هایی هستند که به نودل صدایی مبتلا می­شوند.

معلم موسیقی دیگری به من گفت که به تازگی مجبور شده به هنرجوی ده ساله­ اش دستور دهد که خواندن را متوقف کند و تارهای صوتی آسیب­ دیده ­اش را به یک متخصص نشان دهد.

افزایش آسیب­ های خوانندگی به تغییر آنچه ما خوب­ خواندن در نظر می ­گیریم، مرتبط است.

در تمام سبک­ها باور این که صدای بلندتر بهتر است، عادی شده (یکی از دلایلی که ادل به چنین ستاره ­ی بزرگی تبدیل شده این است که صدای بلندی دارد)، در نتیجه خوانندگان بیش از هر زمان دیگری به تارهای صوتی­شان فشار می­ آورند که همین امر به سقوط آنان می­ انجامد.

نتایج جدید تحقیقات پزشکی روی دلایل ایراد در تکلم یا ناتوانایی در ایجاد صدای مناسب بیانگر این هستند که استفاده ­ی نادرست از صدا در کشورهای غربی به شکل شگفت­ انگیزی در مشاغلی که به صدا بستگی دارند، از معلم ­های مدرسه گرفته تا خوانندگان اپرا متداول است.

آگاهی از این مشکل در حال افزایش است، اما همان طور که مورد ادل ثابت کرد و مطالعات دیگر نیز نشان می­ دهند، عمل جراحی لزوماً درمان پایداری در این خصوص نیست.

بریلا و پگلین سال­هاست به این موضوع اشاره کرده­ اند که «شما نمی ­توانید به سادگی مسئله را با کنارگذاشتن نشانه­ ها حل کنید».

بریلا معتقد است که «این یک مشکل موتوری است.

خواننده باید بفهمد این راهی است که شما موتورتان را به کار می­اندازید؛ در واقع، تکنیکی است که از آن برای خواندن استفاده می­کنید.

اگر موتور را درست نکنید، این اتفاق دوباره می­افتد».

تئاتر لانواوا فنیچه یک خانه­ ی اپرای قرن نوزدهمی است که در سبک نئوکلاسیک بر فراز شهر مرتفع اوسیمو در ایتالیای مرکزی در کنار دریای آدریانیک ساخته شده است.

در لابی بزرگ ساختمان، پلاک سنگ مرمری به یادبود شبی در سال ۱۹۲۷ قرار دارد؛ زمانی که تنور ایتالیایی بنیامینو جیلی، یکی از بااستعدادترین افراد دوره ­ی خودش، در این مکان برنامه اجرا کرد.

جیلی در طی پنج دهه فعالیتش تالارهای کنسرت در سراسر اروپا و آمریکا را پر کرد.

بریلا و پگلین می­گویند جیلی نماد سبک آوازخوانی خالص و طبیعی است و وصف ­کننده ­ی دورانی که تقریباً خبری از آسیب های خوانندگی نبود.

آن­ها یک استودیوی کوچک آموزشی در بن­بستی پایین­تر از لانواوا فنیچه دارند.

بریلا یک سوپرانوی دراماتیک با صدای بی­پرواست.

او که به عنوان یک خواننده­ ی سوپرانوی نوجوان در پنسیلوانیا، سرزمین زغال سنگ بزرگ شد، برای اولین بار، بیش از پنجاه سال پیش با شکنندگی صدای انسان رو به ­رو گردید.

آن جا دکتری او را با مشکلی رایج در میان خوانندگان جوان با صدای بلند تشخیص داد؛ تارهای صوتی او به شکل مناسبی به هم نمی­ رسیدند.

او در خود خلائی داشت. طی دهه­ ها او حدوداً در بین سی معلم از جمله اسطوره­ هایی مانند آنتونیو تونینی و الن فائول چرخید و تلاش کرد آوازخوانی در سبکی مشابه جیلی را یاد بگیرد که در طول سال­های متمادی سراسر قدرتمند، واضح و پایدار بود.

   بریلا پگلین را که یک­ خواننده ­ی سوپرانو بود و در کنار بریلا ریزنقش به نظر می­رسید، در حالی ملاقات کرد که در دانشگاه موسیقی ایندیانا در رشته­ ی آواز درس می­خواند.

آن­ دو با عشقی که به اپرای ایتالیایی داشتند و ناامید از روش آوازخوانی­ ای که حتی در کلاس­های معلم افسانه ­ای مارگارت هرشاو تدریس می­شد، با هم عجین شدند.

آن­ها احساس می­کردند که غول­های آموزش موسیقی کلید دیرپایی صدا را در دست ندارند.

پس مصمم شدند تا خودشان به این راز پی ببرند.

در سال ۱۹۷۷، بریلا بورسیه ­ی معتبر فولبرایت را برای سفر به ایتالیا با هدف تحقیق پیرامون پیداکردن روش زیبا خواندن بدون خطر جراحت برنده شد.

در آن جا آواهای بی ­نقصی از صداهای  خوانندگان سالخورده ­ی اپرا شنید که هنرشان را اوایل قرن بیستم آموخته بودند.

آن طور که به نظر می­رسید این خوانندگان سالخورده بی هیچ زحمتی آواهای موسیقایی شفاف و قدرتمندی تولید می­کردند و بسیاری از آن­ها هنوز هم در شصت، هفتاد و هشتاد سالگی­ از عمرشان با همان توان اجرا می­کردند.

در نظر بریلا آن­ها کلید دیرپایی صدا را در دست داشتند که برای خوانندگان امروزی گم شده است.

   طولی نکشید که پگلین هم در رم به او ملحق شد و هر دو روزانه چندین ساعت از وقتشان را در آرشیو ملی صدا می­ گذراندند و به رکوردهای قدیمی گوش می­دادند.

 همچنین در کتابخانه ­ها در جستجوی نوشته ­هایی بودند که درباره ­ی چگونگی تغییر تکنیک­ های خواندن کلاسیک و اپرایی در طی قرن­ها بحث می­کرد

. در نتیجه­ ی تلاششان به استعدادهای بزرگی تبدیل شدند.

زمانی که در حال تحقیق نبودند، در بسیاری از خانه های اپرا و تالارهای موسیقی بزرگ ایتالیا و اتریش به اجرا می ­پرداختند.

بدین ترتیب در محضر استادان بیشتری قرار گرفتند و آن­ها را با سؤالاتشان بمباران کردند.

آن­ها همچنین در پی سایر ستارگان سالخورده­ ی اپرا، معلم­ها و رهبران ارکستر بودند.

تحقیقاتشان نتیجه ­ی شگفت­ انگیزی را به بریلا و پگلین نشان داد: مسئولیت زوال صدای امروز بر عهده ­ی وردی، واگنر و پوچینی است.

این سه آهنگساز بیانگر احساسات موسیقی پاپ در زمان خود بودند.

به زعم محققان موسیقی، این سه نفر توانسته­ اند صدای خوانندگانشان را در جهت محدودیت­ های جدید به چالش بکشند تا فراز و فرود عواطف را در صدایشان در اختیار بگیرند.

به عروس نوجوان ژاپنی در اپرای ماداما باترفلایِ پوچینی فکر کنید که قلبش شکسته و با ناامیدی نظاره­ گر دریاست که عشقش برگردد.

یا فراخوان مهیب جنگ والکری­ها در اپرای رینگ سایکلِ واگنر.

اگر قرار است شخصیت اصلی نمایش را بکشید، به خشم و ترحم واقعی روی صحنه نیاز دارید.

اما بریلا و پگلین چیز متفاوتی شنیدند؛ سبک آوازخوانی پر از عاطفه و احساس که وردی و واگنر در اواخر قرن ۱۹ آن را متداول کردند و پوچینی تا قرن ۲۰ آن را به شکل تقویت­ شده ­ای پیش برد.

به گونه­ای که در تمام سبک­های آوازی و اجراهای عمومی نفوذ کرد و هر دهه که می­گذشت به شکل شدیدتری رشد می­کرد.

برای روشن­ شدن موضوع، زمانی که من این دو نفر را در اوایل تابستان ملاقات کردم، پگلین از کتابخانه­ ی تحقیقاتشان پرونده ­ای را بیرون کشید که حاوی یک سری عکس بود.

نخستین عکس از اسطوره ­ی ایتالیایی تنور، انریکو کاروزو در سال ۱۹۲۰ در حال خواندن گرفته شده بود.

به نظر می­رسید حتی زمانی که دوربین فلاش می­زند، کاروزو از خودش لذت می­برد؛ گویی با یک دوست صحبت می­کند، نه این که بر سر حضار زوزه بکشد.

به گفته­ ی پگلین، «این آواز طبیعی است».

همان طور که عکس ها را نشان میداد، به زمان حال سفر کردیم و به دهه ی معاصر رسیدیم

. عکس های خوانندگان معاصر از جمله خواننده ی تنور، رولاندو ویلازان کسی که از جراحت های گوناگون صدا رنج می برد   شبیه عکس های فیلم های ترسناک به نظر می رسیدند ؛ در حالی که با دهانی کاملاً باز فریاد می زدند، چشم هایشان برآمده و رگ های گردنشان بیرون  زده بود و هیچ کدام حالت آسوده ی کاروزو را نداشتند.

کاروزو و جیلی صداهای بزرگ و افسانه ای تولید می کردند، اما با تلاشی که شاید در نظر صحنه گردانان امروزی به عنوان کاری ضعیف مورد تمسخر قرار بگیرد.

صدای ضبط شده ی کاروزو را در سال ۱۹۱۶ که سوله میو می خواند، با اجرای سال ۲۰۱۰ ویلازان مقایسه کنید.

کاروزو قدرتمند است، اما نه آن اندازه قدرتمند که موجب تداخل اشعار شود و واژه ها را گنگ و نامفهوم بکند.

حتی در اوج آواز تک نفره هم کشش سازهای زهی را تحت تأثیر قرار نمی دهد.

بریلا و پگلین تنها به این تقابل اکتفا نکرده بودند و می خواستند روش آوازخوانی کاروزو و معاصرانش را نیز مهندسی معکوس کنند.

در سال ۱۹۸۳ بریلا، ماریا کاربونه ی ایتالیایی، سوپرانوی اپرایی بازنشسته را متقاعد کرد که با آن ها کار کند.

کاربونه حدوداً هشتاد ساله بود، اما هنوز هم صدای قدرتمندی داشت.

در حالی که کاربونه می خواند، بریلا شکم کاربونه را بغل کرد تا بتواند حس کند که چه اتفاقی درون بدنش رخ می دهد.

کاربونه با یک آواز یک نفره از توسکا شروع کرد.

در حالی که صدایش بالاتر می رفت و نت های بالاتر و بالاتری را اجرا می کرد، چشم های بریلا از تعجب گرد شده بود.

او گفت که «می توانستم آن تیک، تیک، تیک را احساس کنم.

فقط حرکت و آزادشدن طبیعی دیافراگم بود و هیچ اتفاق دیگری نمی افتاد». قفسه ی سینه ی کاربونه در حالی که می خواند، مانند بالون باز نمی شد و از آن فروبردن عمیق هوا که در خوانندگان با صدای بلند امروزی رایج است، هیچ خبری نبود.

و یک نکته ی شگفت انگیز دیگر این که حرکت دیافراگم کاربونه در حال خواندن به آرامی و به وزن صحبت کردنش بود.

پگلین گفت: «این دقیقاً کشف چگونگی وضعیت یک خواننده ی بی نقص بود.»

بریلا اضافه کرد: «تمام معلم های من در زندگی برای اغراق آمیزکردن تنفس و جهش به نت های بالایی با ایجاد بلندترین صدا مدام می گفتند «باز کن، باز کن، باز کن»، در حالی که کاربونه دقیقاً عکس این قضیه را نشان می داد.»

آن ها تشخیص دادند ریشه ی مشکلات در کلاس های درس است.

«بسیاری از دانش آموختگان از کنسرواتوارها فارغ التحصیل می شوند، در حالی که نمی دانند چگونه بخوانند و همین امر منجر به جراحت آنان می شود.»

بریلا گفت: «ما باید این کار را متوقف کنیم. این به جای پا بر روی سر راه رفتن است!»

فقط خوانندگان نیستند که در زندگی حرفه ای خود با زوال تارهای صوتی تهدید می شوند.

در سال ۱۹۸۳ بازیگر ایتالیایی، مادالنا کریپا موقتاً صدایش را در خونین ترین کار شکسپیر، تیتوس آندرونیکوس از دست داد.

او نقش تامورا، ملکه ی مغلوب گات ها را بازی می کرد.

پس از این که پسر تامورا در مقابل چشمانش به قتل رسید، کریپا گفت که «آن ضجه های خارج از کنترل را رها کردم»، اما برای دقیقه ای خط بعدی نقش از دهانش خارج نمی شد.

این اولین بار در طول حرفه ی بازیگری اش بود که تارهای صوتی اش او را مغلوب کرد.

او به من گفت «رنجی که کشیدم، توصیف ناپذیر بود.»

این رنج بیش از یک دهه ادامه یافت. صدای کریپا دیگر مانند گذشته چندان شفاف و پرطنین نبود و دردی سوزان حنجره اش را آزار می داد.

پس از ملاقات های متعدد با مربیان صدا و متخصصان حنجره با تشخیصی مواجه شد که تمام صحنه گردانان از آن وحشت داشتند؛ نودل های روی تارهای صوتی.

تزریق کورتیزون ها و تمرین های صدا به اندازه ای مؤثر بود که او را به صحنه بازگرداند، اما اعتماد به نفسش کاملاً از بین رفته بود.

او به خاطر می آورد زمانی را که به خودش می گفت: «یعنی تو هنوز نمی دانی چطور از صدایت استفاده کنی؟

واقعاً مأیوس کننده است.» در آن هنگام در سال ۲۰۰۲ به پیشنهاد یکی از بازیگران همکارش، کریپا به ملاقات بریلا و پگلین در استودیو اوسیمو رفت.

برخلاف پزشکان، بریلا و پگلین دستگاه لارنگوسکوپی که به آن ها اجازه می دهد درون حنجره را به دقت نگاه کنند، ندارند.

اگر کسی با جراحاتی پیش آن ها بیاید، آن ها با گوششان مشکل را بررسی می کنند.

آن ها یک نت سبک می خوانند و از شاگرد می خواهند دقیقاً مطابق آن بخواند.

سپس می توانند پاسخ را دقیقاً جایی که از کوک خارج است، بشنوند؛ جایی که آسیب روی تارهای صوتی مشخص می شود.

(زمانی که با جراح ادل، دکتر زیتلز صحبت می کردم، او چیزی مشابه را نشان داد.

خواندن یک الگو برای مشخص کردن این که کجا تارهای صوتی آسیب دیده است.

یک اختلال، در نتیجه ی سال ها و ساعت های طولانیِ کلاس درس.)
لحظه ای که کریپا سلام کرد، بریلا و پگلین متوجه شدند ایراد بزرگی در صدایش وجود دارد.

از خودش تنش بروز می داد، مانند این که خودش را برای یک درگیری آماده کند و قبل از صحبت کردن نفس های عمیقی می کشید.

بریلا و پگلین اغلب این مشکل را در خوانندگان می بینند.

تارهای صوتی آن ها عادت کرده که مقادیر بزرگی از هوا به سمتشان پرتاب شود، طوری که تارهایشان بدون آن نیرو کار نمی کند.

پگلین به من گفت که «وقتی شروع به تحت فشار قراردادن می کنید، دیگر محکومید که تا آخر عمرتان فشار بیاورید؛ مگر این که راه جدیدی برای انجام دادنش بیابید».

بریلا و پگلین در استودیوی خود به کریپا گفتند روی پشتش دراز بکشد و یک سری از نت های بالا را بخواند.

صدایش مثل یک جیغ ضعیف بود، گویا داشت هوا را به آرامی از دهانه ی یک بادکنک آزاد می کرد.

وقتی از کریپا خواسته شد آنچه را که پگلین «دوی بالای خطوط حامل» می نامد، دوباره بخواند، اعتراض کرد که نمی تواند آن نت بالای گام را اجرا کند.

در نهایت امتحان کرد و توانست صدای ضعیفی همراه با پایداری بیشتری ایجاد کند.

از شنیدن صدای خود اشک شوق در چشمانش حلقه زد و نتوانست جلوی گریه ی خود را بگیرد «این صدای من است… صدای من».

بریلا و پگلین معتقدند که می توانند از طریق تمرین هایی که قصور گذشته را جبران می کنند، مشکلات تارهای صوتی را به شکل طبیعی بازگردانند.

هدف آن ها برانگیختن تارهای صوتی دقیقاً در جایی است که به شکل مناسب به هم نمی رسند.

ضمن این که عادت های بدی چون فروبردن حجم بزرگ هوا، تنش حنجره و عضلات گردن، بازکردن اغراق آمیز دهان و اصرار در فریادکشیدن در نت های بالا را که شاگردان پیش از این آموخته بودند و باعث به وجودآمدن تمام این مشکلات شده بود، از آنان دور می کنند.

در آنچه بریلا و پگلین ادعا دارند که قادرند انجام دهند، محدودیت هایی نیز برای یک هنرمند بیمار وجود دارد.

پگلین به من از زمانی گفت که در حال تماشای اجرای یک خواننده روی صحنه بود و می توانست حس کند که مشکل خیلی بزرگی وجود دارد.

پس به خواننده پیغام داد که لازم است به سرعت به یک پزشک متخصص مراجعه کند.

خواننده نیز همین کار را کرد و پزشک تشخیص داد که با نوعی از سرطان حنجره درگیر است.

البته ناگفته نماند که دستاوردهای بریلا و پگلین در موارد دیگر تا حدودی شهرت جهانی برای آن ها به ارمغان آورده است.

بازیگر ایتالیایی، مونی اویدیا یکی از نخستین داستان های موفقیت این دو با افراد نامدار بود.

اویدیا در اواسط چهل سالگی اش هر ساله بیش از ۲۵۰ نمایش در اروپا و آمریکا اجرا می کرد، اما ناگهان در ۴۸ سالگی تصمیم گرفت که حرفه ی نمایش را کنار بگذارد، زیرا صدایش خشک و گوش خراش شده بود و از نظر فیزیکی زمان اجرا درد زیادی را تحمل می کرد.

او به خاطر بازگرداندن صدا و حرفه اش بریلا و پگلین را تأیید می کند.

«آن ها زندگی ام را نجات دادند.»

امروز در ۷۱ سالگی مانند یک گاو نر روی صحنه می رود و می تواند سه ساعت بی وقفه اجرا کند.

در ماه می در استودیوی بریلا و پگلین واقع در اوسیمو، با یک خواننده ی سوپرانوی مشتاق به نام امانوئلا اَلبنسی ملاقات کردم که در حال تمرین دوئتِ پرحرارت «می ولتِ فیرا» از اپرای کمیک دن پاسکوآله اثر گایتانو دونیزتی بود.

تعداد انگشت شماری هستند که برای متدهای خوانندگی، استاندارد قائل می شوند و بیشتر معلمان از این موضوع که بسیاری از همکارانشان صرفاً به خاطر صدایشان پیشنهاد کار دارند، نه به خاطر دانششان شکایت دارند.

بریلا و پگلین به دقت در اینترنت جستجو می کنند تا ویدئوهای آموزشی مورد نظر خود را بیابند.

برای نمونه، یکی از ویدئوها نشان می دهد که یک مربی سوپرانو در اجرای آواز یک نفره هنرجویش را وادار می کند به منظور تولید حجم صدای بیشتر دهانش را بازتر و بازتر کند و تا زمانی که نتواند مشتش را در دهانش فرو کند، راضی نمی شود.

در عین حال که البنسی راحت آواز می خواند، اما نت های بالا را با قدرت اجرا می کرد و همان طور که به صحنه ی آخر «تشکر» می رسید، انتظار داشتم یک لحظه ی رعدآسا و خانه خراب کن را شاهد باشم، اما در چهره ی او هیچ تغییری جز لبخند همیشگی اش دیده نمی شد.

درست در همین لحظه به یاد عکس انریکو کاروزو افتادم که با همین آرامش می خواند.

در گوش بریلا گفتم که «این اولین باری بود که توانستم تک تک شعرها را با این قدرت بالای اپرایی متوجه شوم» و او گفت «همان طور که گفتم مشکل را حل کرده ایم».

اما هنوز این پرسش باقی است: آیا رویکرد بریلا و پگلین می تواند هنرمندانی مانند ادل را با ترغیب به روش طبیعی تر آوازخواندن به طور دائمی درمان کند؟

استیون زیتلز چنین رویکردی را مردود می داند و در دفاع از ادل و دیگر بیمارانش در برابر این استدلال که تکنیک بد به مشکلات صدایشان منجر شده  می گوید:

«مردم تصور می کردند که اگر شما به یک جراحی نیاز دارید بدین معنی است که نمی دانید چگونه بخوانید.

افرادی که من می بینم، می دانند که چطور بخوانند!»

زیتلز بر این باور است که متخصصان پزشکی از جمله خودش در مقایسه با سایر حرفه های مرتبط با فیزیک انسانی به طور فزاینده ای برای هنر پراهمیت شده اند.

او می گوید: «هر کار عضلانی ای اگر برای مدتی طولانی انجام شود، در نهایت عوارضی به همراه خواهد داشت.

اما آنچه در این میان اهمیت دارد این است که ما در بازگرداندن سلامتی مردم روز به روز بهتر می شویم.»

درمانگران صدایی (وکال تراپیست) که آموزش های ویژه ای دیده اند نیز صحنه گردانان را از طریق آموزش صدا به وضعیت سلامت بازمی گردانند، اما متخصصان پزشکی فقط برای جراحت های جزئی صدا از جمله نودل های کوچک این مورد را توصیه می کنند، در غیر این صورت آن ها به شدت معتقدند جراحی بهترین درمان است.

تحمل چنین نگرشی برای بریلا و پگلین که هنرمندان جهانی و نامدار را درمان کرده اند از جمله خواننده ی جز، ماریا پیادویتو که از کیست تارهای صوتی رنج می برد چندان خوشایند نیست.

البته در مورد این خواننده پزشکان هیچ وقت جراحی را توصیه نکردند، اما اغلب حتی در موارد خوش خیم نیز پزشکان بیمار را به سمت تیغ جراحی سوق می دهند.

در این زمینه پگلین می گوید: «واقعاً مسخره است، صنعتی شکل گرفته که یک سوی آن خوانندگانی هستند که در حین خواندن به خودشان آسیب می زنند و در سوی دیگر، افرادی که آن ها را درمان می کنند.»

یکی دیگر از جراحان مشهور حنجره، دکتر رابرت ساتالوف، کسی که جراحی اصلاحی صدا را روی بسیاری از برندگان جایزه ی گرمی از جمله پتی لوپون انجام داده، بر این باور است که جراحی راه معقولی برای حفظ سلامتی خوانندگان نیست، اما در عین حال معتقد است که «همراه با آموزش صحیح خطرات ناشی از تکنیک نامناسب خواندن می توان مردم را برای زمان بیشتری روی صحنه نگه داشت.

ولی در نهایت می گوید: «آیا این روش پاسخگوست؟ نه، و احتمالاً هرگز هم نخواهد بود.»

ساتالوف هم مانند زیتلز یک قیاس ورزشی را ملاک قرارداد و توضیح داد که به هر حال جراحت اجتناب ناپذیر است و «این زمانی است که خوانندگان در مطب من حاضر می شوند».

 

برخی از معلمان کنسرواتوار در ایتالیا رویکرد آوازخوانی طبیعی بریلا و پگلین را رد می کنند و این دو و پیروانشان را همانند مرتدها می دانند.

در طول زمان این دو نفر دشمنانی پیدا کرده اند.

در سال ۲۰۱۱ فراخوان آموزشیِ مجموعه ای از کلاس های پیشرفته در کنسرواتوار موسیقیِ سانتا سیسیلیای رم با مخالفت نسبتاً فراگیر هیئت علمی مواجه شد.

با وجودی که کلاس ها در بین دانشجویان محبوبیت داشت، اما بسیاری از استادان نمی خواستند آن ها در آن محیط آموزشی حضور داشته باشند.

رئیس سابق سانتا سیسیلیا به من گفت به یاد نمی آورد که هیچ خصومت آشکاری نسبت به آن ها شده باشد، اما بحثی را که بریلا و پگلین بین دانشجویان و هیئت علمی به راه انداختند، خوب به یاد می آورد.

سیلوستری گفت: «متأسفانه زمانی که شما رویکرد جدیدی را به کنسرواتوارها می برید، چنین چیزی رایج است آنجا محیط های محافظه کاری است.»

الیزابت آبری، نایب رئیس پرنفوذترین سازمان استادان آواز، انجمن معلمان آواز ایتالیایی، انتقاد بریلا و پگلین را «وحشتناک» می داند.

به گفته ی او «هدف اصلی سازمان و همتایان آن در انگلستان و آمریکا تعلیم مربیان به وضوح در جهت این است که به صدا آسیب نزنند». 

در حال حاضر زیتلز بر روی درمان پیشرفته ی مشکل تکلم کار می کند.

هر فردی که به شدت به صدای خود متکی است مانند معلمان مدرسه، مجریان برنامه های زنده ی تلویزیونی، مسئولان پذیرش و فروش، سخنرانان، وکلا و…

 در مقابل ابتلا به خروسک مزمن و گرفتگی صدا به شدت آسیب پذیر است.

یکی از نوآوری های درمانی زیتلز، قرار-دادن یک زیست ماده یک ژل با روش کاشت (ایمپلنت) در بافت آسیب دیده ی تارهای صوتی به منظور ترمیم انعطاف پذیری  آن هاست.

او که این نوآوری را به عنوان یک موفقیت بالقوه ی بزرگ می داند، در سال ۲۰۱۵ در یک مصاحبه ی خبری اعلام کرد: «چیزی که روی تارهای صوتی قرار می دهید، به اندازه ی همان چیزی که از روی آن بر می دارید، اهمیت پیدا خواهد کرد.»

اما برخی از شاگردان بریلا و پگلین بدون چنین مداخله ای به هدفشان می رسند.

از جمله این افراد مادلنا کریپا کسی است که در ۵۹ سالگی در حرفه ی خود می درخشد.

صدای مادلنا از ۱۵ سال پیش، زمانی که کارش را با بریلا و پگلین آغاز کرد، آسیب ناپذیر شده است.

در ماه می سال گذشته او تورL’Allegra vedova را با تحسین منتقدان به پایان رساند؛ یک اپرای تک نفره بر اساس اپرای ۱۹۰۵٫

او هر شب به مدت ۷۵ دقیقه خواند و دو نقش را بازی کرد؛ صدای باس دنیلو و صدای زیر آنا. منتقدان تحت تأثیر قرار گرفتند و یکصدا اذعان داشتند که کریپا هنوز هم خواننده ی درخشانی است.

با تمام این اوصاف، ادل یکی از شخصیت های نادر در دنیای هنر است و صدای منحصر به فرد و داستان او به قدری بزرگ است که بسیاری از مردم بر این باورند که آنچه او برای اصلاح جراحت اخیرش انجام می دهد (یا نمی دهد)، تعیین کننده ی رویکردهای آتی محافظت از صدا خواهد بود.

در یکم جولای، زمانی که خبر لغوشدن کنسرت های ادل پخش شد، پگلین یک پیام واتزاپ برای من فرستاد.

او که از پوشش رسانه ها ناامید شده بود، با یادآوری این که جراحی اصلی ادل در سال ۲۰۱۱ پیروزی بزرگ روابط عمومی برای جراحی میکروسکوپی تارهای صوتی بود، ابراز نگرانی کرد

و گفت که پیام شکست آتی ادل احتمالاً این خواهد بود که «نگران نباشید… جراحی دوم یا سومی این ستاره را به روی صحنه بازخواهد گرداند».

او با اشاره به این که چگونه مردم از همان ابتدا در زمینه ی آوازخواندن به صورت نادرست آموزش می بینند، نوشت: «آنچه موضوع را بدتر می کند این است که این افراد بی صلاحیت هستند که در صدد متقاعدکردن افرادند که تنها راه ادامه دادن جراحی هاست.

در حالی که خواننده ها خودشان هنوز درباره ی موضوع های پیش پا افتاده سفرهای هوایی یادداشت ها، آلرژی ها و استرس صحبت می کنند،#elephantinthroom [اشاره به مشکلی که هیچ کس نمی خواهد درباره ی آن حرف بزند] هشتگ خوبی خواهد بود!»

چند ساعت بعد او پیام دیگری برایم فرستاد.

او نگران وضعیت ادل بود و می خواست به هر ترتیبی به او کمک کند.

«ما می دانیم چطور مشکلات ادل را (بدون جراحی) به طور دائمی حل کنیم.

اگر فقط می توانستیم با او صحبت کنیم.»

نشریه ی گاردین
نوشته ی برنارد وارنر
ترجمه ی روزبه مجیدیان
ویرایش و بازبینی ترجمه: آزیتا جمشیدنژاداول

تنفس دیافراگمی

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سلام و درود به شما دوست عزیزم خیلی خوشحالم از این که با یک مقاله ی دیگه در خدمت شما عزیزانم هستم 

تنفس دیافراگمی

اولین قدم برای هر شخصی که میخواد استفاده سالم و راحتی از صدای خودش داشته باشه اینه که تنفس صحیحی داشته باشه
برای این که بتونیم صدای سالم و راحتی داشته باشیم باید تنفس سالم و راحتی داشته باشیم
تمام نوزاد ها تنفس دیافراگمی دارن و ما هم زمانی که میخوابیم تنفسمون کاملا دیافراگمی هست

دیافراگم:


دیافراگم یک پرده هست که زیر دنده ها قرار داره و از پشت به ستون فقرات ما وصل شده و باعث میشه که قفسه سینه از محوطه شکم جدا بشه
زمانی که ما تنفس دیافراگمی نداریم و تنفسمون اشتباهه و قسمت سینه و شانه و عضلات گردن ما رو درگیر میکنه

و از اون جایی که خیلی از این عضلات با عضلات حنجره ما در ارتباط هستند
باعث میشه که این تنش و فشار به صورت مستقیم روی تار های صوتی و صدای ما تاثیر بزاره و کنترل ما روی تار های صوتیمون خیلی کم بشه
فردی که قراره خوانندگی  داشته باشه به خصوص در اکتاو های بالا و اوج خوانی خودش برای این که تنش و فشار رو از روی صداش برداره  از تنفس صحیح(تنفس دیافراگمی) استفاده میکنه


چون میدونه اگر تنفس اشتباه داشته باشه و این تنش و فشار رو از روی صداش بر نداره ممکنه صداش بگیره،خروسکی بشه و یا احساس درد و یا سوزش و… در گلوشون ایجاد بشه

و علاوه بر اون باید تنفس کافی برای پایان دادن به عبارت خودش رو داشته باشه
شما باید بتونید با یک تنفس از ۱ تا ۳۰ رو بشمرید و بعد تنفس بعدی رو انجام بدید

یک خبر خوب:

تنفس دیافراگمی علاوه بر این که موجب برداشتن تنش و فشار از روی تار های صوتی و افزایش طول عمر صدای ما میشه فواید دیگری هم برای ما داره

۱- سیستم ایمنی را تقویت می‌کند

هر چقدر اکسیژن بیشتری دریافت کنی سیستم ایمنی بدنت قوی‌تر می‌شه تمرین تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه به بدن برای تولید ماده‌ی شفابخش کمک کنه و عملکرد سلول‌های ایمنی رو برای مبارزه با بیماری‌ها بهبود ببخشه

۲- باعث بهبود روحیه می‌شود

تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه ترشح هورمونی به نام اندروفین رو بیشتر کنه این هورمون هورمونه احساسات خوب هست یعنی می‌تونه روحیه‌ی شما رو بهتر کنه و حتی بعد از یک روز استرس زا به ما طراوت و شادمانی میبخشه

۳- استرس را از بین می‌برد

با رها شدن از اضطراب تمرین تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه به از بین بردن استرس هم کمک کنه وقتی به شدت دچار تنش هستی یا روزی پر از استرسی رو تجربه ‌کردی استفاده از این تکنیک به شدت توصیه می‌شه

۴- درد را کاهش می‌دهد

تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه اکسیژن بیشتری رو که اکثر سلول‌های بدن به اون نیاز داره به بدن وارد کنه و اکسیژن به حذف انتقال دهنده‌های عصبی درون خون کمک می‌کنه و درد ناشی از مشکلات عصبی یا گردش خون رو بر طرف می‌ کنه

۵- عوارض سرطان را درمان می‌کند

طبق مطالعات انجام شده تمرین تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه به بدن کمک کنه و اثرات جانبی شیمی‌درمانی یا داروهای سرطان رو برطرف کنه همچنین می‌تونه کیفیت زندگی بیماران سرطانی به خصوص کسانی که از سرطان ریه رنج می‌برند رو افزایش بده

۶-  اضطراب را برطرف می‌کند

این روزها بسیاری از آدم‌ها با مشکل اضطراب دست به گریبان هستند در تحقیقات انجام شده به این نتیجه رسیده‌اند که تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه به بدن کمک کنه با افزایش تولید اندروفین اضطراب رو برطرف کنه اندروفین هورمونی هست که احساس راحتی در بدن رو ارتقاء می‌ده

۷- خون را پاکسازی می‌کند

در حین استنشاق هوای ناسالم بدن تمام سموم موجود در خون رو آزاد می‌کنه تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه به پاکسازی خون از هر ماده‌ی مضر و مواد زائد متابولیکی مانند دی‌اکسید کربن و منوکسید کربن کمک کنه

۸- کیفیت خون را بهبود می‌بخشد

 تمرین تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه میزان اکسیژن دریافتی رو افزایش بده و این به آرامی خون رو از هر ماده‌ی مضر و سمی پاکسازی خواهد کرد. در طول تنفس عمیق دیافراگمی بدن مواد سمی رو که به هموگلوبین‌های درون سلول‌های قرمز خون چسبیده‌اند از بدن خارج خواهد کرد

۹- مواد سمی بدن را دفع می‌کند

ریه یکی از اندام‌های دفع کننده‌ی بدن هست. این اندام در بیرون راندن مواد سمی موجود در خون نقش مهمی رو ایفا می‌کنه تنفس عمیق دیافراگمی نه تنها جذب اکسیژن رو بیشتر خواهد کرد بلکه باعث می‌شه بدن‌ ما هوای ناسالم بیشتری رو که حاوی بسیاری از مواد مضر و سمی هست دفع کنه

۱۰-  عملکرد سیستم عصبی را افزایش می‌دهد

سیستم عصبی انسان برای انجام عملکردهایش به اکسیژن نیاز دارد. تمرین تنفس عمیق دیافراگمی به طور منظم می‌تونه سیستم عصبی رو کارآمدتر کنه و همیشه عملکرد اون رو در سطح و حالت عادی حفظ کنه

۱۱- عملکرد ریه را بهتر می‌کند

ریه ارگان اصلی فرایند تنفس هست و مهم‌ترین بخش دستگاه تنفسی به شمار می‌رود. تمرین تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه به بهبود ظرفیت ریه‌ها کمک کنه و این کار رو از طریق تمرین دادن ریه و ماهیچه‌های اطراف اون انجام می‌ده

۱۲- عضلات را تقویت می‌کند

انجام تمرین تنفس عمیق دیافراگمی با درگیر کردن عضلات می‌تونه به تقویت عضله‌ها و تناسب اندام کمک کنه فقط کافیه تمرین تنفس عمیق رو دو بار در روز انجام بدیم تا از فایده‌های اون برای حفظ قوت عضلات و تناسب اندام بهره‌مند بشیم

۱۳- ذهن را پاکسازی می‌کند

فقط تنفس عمیق دیافراگمی رو تمرین کنید و  بگید که چه احساسی دارید؟
بله احساس آرامش خواهید داشت و حتی گاهی می‌تونه باعث بشه احساس کنید ذهنتون خالی از هر گونه مشکل و دغدغه‌ای هست
 تمرین تکنیک تنفس عمیق دیافراگمی به پاکسازی ذهنتون کمک خواهد کرد و شما می‌تونید تمرکز بیشتری روی کاری که انجام می‌دید داشته باشید. این مزیت به شما کمک خواهد کرد بهره‌وری و توانایی یادگیریتون رو افزایش بدید

۱۴-  به کنترل وزن کمک می‌کند

اگر رژیم غذایی سفت و سختی برای کاهش وزن دارید و همچنان میل به خوردن خوراکی‌های بیشتر دارید تمرین تنفس عمیق دیافراگمی رو امتحان کنید. این کار می‌تونه به جذب اکسیژن بیشتر توسط بدن کمک کنه و سرعت سوخت و ساز رو افزایش بده و به شما انرژی بیشتر بده و همچنین مانع از تمایل مغز به خوراکی‌های بیشتر میشه که این کار رو از طریق تنظیم هورمون لپتین و گرلین انجام می‌ده

۱۵- به بدن کمک می‌کند آسیب سلولی را برطرف کند

هر روز بدن ما در معرض مواد مضر بسیاری قرار دارد که باعث می‌شود بافت و سلول‌‌های بدن آسیب ببینند. تمرین تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه به بدن سرعت بده تا اکسیژن بیشتری رو جذب کنه و این امر به ترمیم سلول‌ها و بافت‌ها کمک می‌کنه چون اکسیژن اصلی‌ترین مولفه‌ی فرایند سوخت و ساز درون سلولی هست

۱۶- حالت بدن را بهتر می‌کند

انجام تمرین تنفس عمیق دیافراگمی در حالی که نشسته باشید و پشتتون صاف باشه می‌تونه به بهبود وضعیت و حالت بدن کمک کنه و همچنین مانع از اسکولیوز بشه

۱۷- علائم یائسگی را درمان می‌کند

تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه فایده‌های بسیاری برای سلامتی داشته باشه به خصوص درمان و معالجه‌ی مشکل یائسگی در زنان.
 اگر شما هم یک زن هستی و همواره با علائم یائسگی درگیر هستی بهتره تمرین تنفس عمیق دیافراگمی رو به صورت منظم انجام بدی

۱۸- به ترک سیگار کمک می‌کند

اگر سیگاری هستی و می‌خوای ترک کنی می‌تونی تمرین تنفس عمیق دیافراگمی رو امتحن کنی و ظرف چند روز شاهد اثراتش باشی
 تنفس عمیق دیافراگمی قطعا به کاهش اعتیاد به نیکوتین کمک خواهد کرد.

۱۹- میگرن را برطرف می‌کند

اگر عصب‌های مغز با کمبود اکسیژن مواجه بشه یا اعصاب مغز منقبض بشه میگرن اتفاق خواهد افتاد. تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه اکسیژن بیشتری رو به مغز ما برسونه و به آرامسازی اعصاب کمک کنه که همین منجر به کاهش درد میگرن خواهد شد.

۲۰- به حفظ سلامت اندام‌های بدن کمک می‌کند

در طول تمرین تنفس عمیق دیافراگمی اندام های بدن مانند ریه، دیافراگم، قلب، کبد، و سایر ارگان‌ها کمی ماساژ دریافت خواهند کرد و این می‌تونه عملکرد اون اندام‌های داخلی بدن رو بهبود ببخشه

۲۱- باعث داشتن خواب بهتر خواهد شد

اگر اغلب دچار بیخوابی هستی یا از سایر مشکلات مربوط به خواب رنج می‌بری می‌تونی تمرین تنفس عمیق دیافراگمی رو امتحان کنی
 روش تنفس عمیق دیافراگمی می‌تونه به شما کمک کنه اعصاب رو آرام کنید و تولید ملاتونین بیشتر رو که هورمون خواب آور در بدن هست تقویت کنید

تمرین های فعال کردن دیافراگم:


منظور از فعال کردن دیافراگم اینه که تنفس شما کاملا دیافراگمی بشه و شما بتونی در طول روز برای همیشه تنفس دیافراگمی داشته باشی و این تمرین هارو اگر به صورت مستمر انجام بدید حد اقل در کمتر از دو هفته و حد اکثر در کمتر از یک ماه دیافراگم شما به طور کلی فعال میشه

تمرین اول:

به صورت کاملا عادی از طیق دهان نفس میگیریم و تا جایی که میتونیم حجم زیادی از هوا رو با استفاده از حرف ش خارج می کنیم این تمرین باعث میشه دیافراگم ما آروم آروم فعال بشه

نحوه ی اجرای تمرین اول:

تمرین دوم:
زمانی که نوشیدنی و یا سوپی که داغ هست رو میخوایم بنوشیم و یا بخوریم اون رو هورت می کشیم
در این تمرین هم ما به همون صورتی که یک نوشیدنی و یا سوپ رو هورت می کشیم هوا رو از طریق دهان هورت میکشیم و این هورت کشیدن ما باید ۱ الی دو ثانیه باشه و بیشتر از اون نشه چون ما با این کار میخوایم به دیافراگم شوک بدیم تا یواش یواش فعال بشه و بعد از این که هوا رو هورت کشیدیم تا جایی که میتونیم هوا رو با حجم خیلی کمی با استفاده از حرف س  خارج می کنیم به طوری که انگار تایر یک ماشین داره خالی میشه

نحوه ی اجرای تمرین دوم:

تمرین سوم:
این تمرین شبیه تمرین قبلیه با این تفاوت که به همون مقدار و مدت زمانی که ما هورت میکشیم باید به همون مقدار و به همون مدت زمان حرف س یا ش رو خارج کنیم و همونطور که گفتم مدت زمانش باید  ۱ الی ۲ ثانیه باشه و نباید بیشتر از این بشه

نحوه اجرای تمرین سوم:

تمرین چهارم:
تنفس عادی از طریق دهان رو بریده بریده میکنیم یعنی سرعت دم و بازدم رو زیاد میکنیم به صورتی که انگار داریم نفس نفس میزنیم
این تمرین باعث ایجاد آرامش در صدا میشه و همچنین باعث بهبود ویبریشن و زمان واکنش در خواندنتون میشه

نحوه ی اجرای تمرین چهارم:

تمرین پنجم:
روی زمین دراز میکشیم به صورتی که کف پاهامون روی زمین باشه و زانو هامون به حالت ۹۰ درجه در میاد یک کتاب   و یا هر وسیله ی دیگه ای که حجم نسبتا متوسطی داره روی شکم خودمون در قسمت فضای ناف قرار میدیم و شروع میکنیم به نفس گیری از طریق بینی دقت کنید که اون کتاب یا وسیله ای که روی شکمتون قرار دادید باید در حین انجام تمرین همراه شکم ما بالا و پایین بره

تمرین ششم:
در حالتی که ایستادیم پاهامون رو به اندازه ی عرض شانه باز میکنیم و دست های خودمون رو به روی پهلو هامون قرار میدیم به حالت رکوع در نماز و یا بع اندازه ۹۰ درجه خم  بشید و تمرین دوم رو که به این صورت بود که هورت می کشیدیم و حجم کمی از هوا رو با حرف س خارج میکردیم اجرا کنید

چطور متوجه بشیم که داریم تمرین هارو درست انجام میدیم؟
۱-وقتی داری تمرین هارو انجام میدی در دم و بازدم دقت کن ببین سینه جلو تر میره یا شکم جلو تر میره اگر سینه جلو تر از شکم میره بدون دری تمرین رو اشتباه انجام میدی و اگر شکم جلو تر از سینه میره بدون داری تمرین رو درست انجام میدی

۲-دست هات رو خیلی آروم روی پهلو هات بزار ولی فشارش نده اگر فضای پهلوت به مقدار کمی شروع به باد کردن کرد بدون که داری تمرین رو درست انجام میدی

۳-اگر احساس کردی گلوت میسوزه یا شکمت درد میگیره بدون داری تمرین هارو اشتباه انجام میدی چون این تمرینات هیچگونه آسیبی به ما نمیرسونه

امیدوارم لذت برده باشید

دوستدار شما رضا کیانفر

اهمیت گرم کردن و سرد کردن صدا

سلام و درود خدمت شماعزیزانم خداروشکرمیکنم وخیلی خوشحالم از این که با یک مقاله دیگه در خدمتتون هستم

گرم کردن صدا:

چند روز پیش تو یک مراسمی بودم که خواننده صداش به شدت گرفته بود و کاملا خروسکی شده بود بعد از مراسم رفتم که بهش توضیح بدم چرا این اتفاق برای صداش افتاده
دیدم چندین استاد که همه فن حریف هستن دوره این بنده خدارو گرفتن و از علم و توصیه های من در آوردیشون دارن میگن

یکی میگفت شیر جوشیده و کرفس رو ترکیب کن بخور صدات کامل صاف میشه

یکی میگفت قبل اجرا کتیرارو با صمغ عربی ترکیب کن مصرف کن صدات عین آینه میشه

یکی میگفت نشاسته و هشت تخمه و نصف لیمو ترش و عسل رو ترکیب کن صدات آخ نمیگه
رفتم بهش گفتم دوست عزیز صحبتتون تموم شد تشریف بیارید یک امر خصوصی داشتم باهاتون
خلاصه صحبت هاشون تموم شد و بعد از چند دقیقه اومد پیش من بهش گفتم ببین عزیزم اگر میخوای حنجرت رو به کشتن ندی هرچی تا الان شنیدی بزار کنار

من تخصصم این کاره شما بدون این که صدات رو گرم کنی و بدون هیچ آمادگی رفتی شروع کردی به خوندن و این کاملا طبیعی هست که صدات خیلی زود بگیره و زمان خوندنت خیلی کم بشه

گفت نه من همیشه گرم میکنم صدامو گفتم چجوری گرم میکنی گفت یکی دو بار میخونم تا صدام گرم بشه گفتم با این کار نه تنها صدات رو گرم نمیکنه بلکه کمک میکنه هرچه زودتر صدات بگیره

و این مشکل رو فقط ایشون ندارن خیلی از خواننده ها فکر میکنن برای گرم شدن صدا باید چند بار متنشون رو بخونن

حتی در خیلی از استودیو ها دیدم  کسی که داره صدارو ضبط میکنه به خواننده میگه خب چند بار بخون صدات گرم بشه بعد خواننده اگه تا ده دقیقه یک ربع ضبط کنه تموم میشه میره در غیر این صورت خیلی زود به مشکل میخوره و میگه برم آب بخورم صدام گرفت و باز هم مشکلش حل نمیشه

خلاصه بهش گفتم اگر این روندی که شما داری بکار میبری نتیجه داشت که الان این وضعیت صدات نبود عزیزم

گفت نه من جدیدا اینجوری شدم قبلا خیلی راحت گام های خیلی بالارو میخوندم جدیدا اینجوری شدم(قابل توجه عزیزانی که میگن ما بدون این که صدامونو گرم کنیم هم میتونیم خیلی راحت بخونیم هیچ نیازی به گرم کردن صدا نیست)
دوست عزیز آسیب هایی که در صوت و حنجره به وجود میاد یک دفعه خودشون رو نشون نمیدن

گرم نکردن های پی درپی صدا و خواندن های پر فشار با حنجره ای که هنوز گرم نشده و شما شروع میکنید به خوندن همین ها باعث میشه در مدت زمان طولانی آسیب های مختلف صوتی رو برای شما به وجود بیاره

با گرم نکردن صدا در طولانی مدت عمر صدای شما کم میشه

یعنی اگر شما قرار باشه ۵۰ سال خوانندگی کنید عمر مفید صدای شما میرسه به کمتر از ۲۰ سال
پس حتما صداتون رو گرم کنید تا از آسیب هایی که در طولاتی مدت به وجود میاد و چالش هایی که هنگام خواندن شما ممکنه به وجود بیاد جلوگیری کنید و به راحتی بتونید به مدت زمان طولانی گام های مورد نظرتون رو اجرا کنید
اما قبل از این که بخوام بهتون نحوه ی گرم کردن صدا رو توضیح بدم یک نکته ی مهم وجود داره که حتما باید رعایت کنید
خیلی از اساتید صداسازی موقع گرم کردن صدای هنرجو انقدر تمرین هارو سخت میگیرن که تمام ظرفیت صدای هنرجو رو بکار میگیرن و جای این که صدای هنرجو گرم بشه میسوزه


به عنوان مثال: ما زمانی که میخوایم یک غذایی رو گرم کنیم از شعله ی کمی استفاده میکنیم شعله رو تا انتها زیاد نمیکنیم چون میدونیم اگر از شعله ی خیلی زیاد استفاده کنیم غذا میسوزه
یا مثلا یک فوتبالیست زمانی که میخواد بدنش رو گرم کنه و بعد شروع کنه به بازی کردن همون اول با تمام سرعت نمیدوه چون میدونه انرژی زیادی از بدن تخلیه میشه و دیگه انرژی ای برای بازی کردن نمیمونه
پس یادتون باشه که زمانی که خواستید صداتون رو گرم کنید هرگز از تمام ظرفیت صداتون استفاده نکنید و با حجم خیلی کمی تمرینات رو انجام بدید

تمرین های گرم کردن صدا:


تمرین هایی که به شما ارائه میدم چند تا از کاربردی ترین تمرینات و مفید ترین تمرینات در جهان هستن

که اساتید مطرح جهانی صداسازی با توجه به تحقیقات و بررسی ای که توسط متخصصین بار ها آزمایش شده و تمیرنات من درآوردی نیستن خیالتون راحت باشه این تمرین ها کاملا علمی هستن
و این مورد رو هم‌باید بدونید که مدت زمان تمرین شما بستگی به دو موضوع داره یکی این که به چه مدتی قراره بخونید و یکی این که در چه ساعتی از روز قراره بخونید

یعنی اگر قراره شما یک اجرا داشته باشید که مدت زمانش کمتر از بیست دقیقه هست نیازی نیست به صورت مفصل صداتون رو گرم کنید به مدت زمان ده دقیقه صداتون رو گرم کنید کافیه
و اینکه اگر در صبح قراره اجرا داشته باشید مدت زمان گرم کردن صداتون باید بیش از ۲۰ الی ۳۰ دقیقه باشه چون حنجره ی شما به اون حد از آمادگی نرسیده و شما در طول روز خیلی صحبت نکردید پس باید به طور مفصل و حسابی صداتون رو گرم کنید اما اگر در عصر یا غروب اجرا داشتید نیازی نیست که مفصل صداتون رو گرم کنید ۱۰ الی ۱۵ دقیقه کافیه

نکات مهم قبل از اجرای تمرین:

تمرین اول:

هامینگ (Humming)

این تمرین یکی از بهترین تمرین های گرم‌کردن صدا هست  و کاربرد های خیلی زیادی هم داره که کار رو برای هر خواننده ای راحت تر میکنه

یکی از مهمترین کاربرد هاش اینه که در اجرا کردن نت های بالا خیلی کمکمون میکنه و تنش و فشار رو  از بین میبره

و تاثیر زیادی در تقویت قدرت صدا و شفافیت صدای ما میزاره

قبل از این که نحوه ی اجرا کردن این تمرین رو گوش کنید به نکاتی که در اجرا کردن این تمرین باید رعایت کنید گوش بدید

نکات مربوط به هامینگ:

نحوه اجرای تمرین هامینگ:

تمرین دوم:
لیپ رول(Lip roll)

لیپرول مهمترین تکنیکی هست که انسان برای گسترش دادن به وسعت صدا وتقویت ماهیچه های مرتبط با آوازش درطول تاریخ ابداع کرده

و نقش پررنگی در افزایش انعطاف پذیری تار های صوتی ما دارد

اهمیتی که لیپرول در آواز دارد  معادل اهمیت دویدن در   ورزش  است

نحوه اجرای تمرین لیپ رول:

تمرین سوم:
اجرا کردن حرف “ز”

عضله زبان با فرم هایی که به خودش میگیره تاثیر زیادی در بیان کردن مصوت ها میزاره

انگشت اشارتون رو روی زبانتون بزارید و روش فشاری نیارید و بگید اَ آ ای اِ اُ او  متوجه میشید که زبان ما در هر مصوتی فرم مختص به خودش رو میگیره
کسی که تنش و سنگینی در زبانش داشته باشه در بیان کلمات به مشکل بر میخوره و مهمتر از اون تنش ها مانع انتقال رزونانس میشن که در فایل های آموزشی بعدی به طور مفصل براتون توضیح میدم

زمانی که ما این تمرین رو اجرا میکنیم و حرف ” ز ” رو ادا میکنیم زبانمون در حالت شل و ریلکسی قرار میگیره
و همینطور  احساس می کنیم که صدای ما در حال حرکت کردن به سمت پایین هست

نحوه اجرای تمرین ز :

تمرین چهارم:

اجرا کردن صامت های ” ب ” و ” پ “

وقتی که این صامت هارو اجرا میکنید فشار هوا  پشت لب ایجاد می شه . تمرکز کامل بر ادا شدن این صامت ها توجه  رو از حلقی خواندن بر می داره

یک حرف صدا دار رو بعد از این صامت ها به کار ببرید مثل :بی،با،پی،پا

هر نت رو سه بار اجرا کنید و بعد برید سراغ نت های بعدی
مثل: بی،بی،بی یا با،با،با یا پی،پی،پی یا پا،پا،پا

بعد از اجرای تمرین قبلی میتونید اون هارو با هم ترکیب کنید مثل:بی-پی-بی-پی یا بی-پا-بی-پا

نحوه اجرا کردن تمرین ب یا پ:

 

سرد کردن صدا:
سرد کردن صدا موضوعی هست که خیلی از استاد های صداسازی هیچ اشاره ای بهش نمیکنن
زمانی که ما از تار های صوتیمون برای خواندنمون استفاده میکنیم اون هارو به یک حالت و ژست خاصی میبریم کهمربوطه به زمان خوانندگی

هر زمانی که ما از تار های صوتیمون استفاده کنیم تار های صوتیمون دچار ارتعاش میشه یعنی دچار لرزیدگی و بهم خوردگی میشه اما زمانی که ما از تار های صوتیمون برای خوانندگی استفاده میکنیم تار های صوتیمون ارتعاشات منظمی ‌پیدا میکنن و هر وقت که زمان اجرای ما به پایان رسید باید این ارتعاشات منظم رو به حالت عادی خودش برگردونیم
به عنوان مثال:شما هر ورزشی که انجام داده باشی مربی اول بدن شمارو گرم میکنه و بعد از گرم کردن شما شروع به فعالیت میکنید و بعد از این فعالیت شما به پایان رسید مربی بدن شمارو سرد میکنه چون میدونه اگر شمارو به حالت عادی برنگردونه آسیب های زیادی به بدنتون وارد میشه

اگر فردی بعد از دوی نیمه ماراتن بدنش رو سرد نکنه روز بعد حتی در پیاده رویش هم دچار مشکل می‌شه و عضلات چهار سرش نمی‌تونه به خوبی فعالیت کنه و سرد کردن بدن به عضلات کمک می‌کنه تا ریکاوری بهتری داشته باشه  و به حالت عادی خودش برگرده

اگر بعد از ورزش بلافاصله فعالیت سنگین را متوقف کنیم فشار خون بلافاصله پایین می افتد که ممکن است باعث فشار آمدن به قلب شود و در نتیجه‌ گیجی یا حالت بیهوشی ایجاد می‌کند

تمرین های صرد کردن صدا:

یک تمرین کاربردی و بسیار ساده که خیلی زود صدای شمارو به حالت قبلی خودش برمیگرداند تمرین خمیازه کشیدن هست به این صورت که در حالت خمیازه کشیدن از بالا ترین نتی که میتونید اجرا کنید به پایین ترین نتی که میتونید اجرا کنید بروید.

نحوه اجرای سرد کردن با خمیازه:

میتونید از تکنیک lip roll هم استفاده کنید و اون رو از بالاترین نت به پایین ترین نت اجرا کنید.

نحوه اجرای سرد کردن با لیپ رول:

امیدوارم که لذت برده باشید

دوستدار شما رضا کیانفر❤